بررسی تحول روانی انسان از منظر معارف اسلامی با تأکید بر نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 دانش‌آموخته دکتری مدرسی معارف اسلامی پردیس فارابی دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری قرآن و مستشرقین جامعه المصطفی العالمیه

doi
10.22084/nahj.2018.13242.1802
چکیده

تحول روانی، یکی از مسائل مهم روان‌شناسی است. امروزه علمی‌ به­نام روان‌شناسی ژنتیک به­عنوان یکی از شاخه­های روان‌شناسی تجربی، به ­مبحث تحول روانی می‌پردازد؛ اما در معارف اسلامی به­ویژه نهج‌البلاغه، به این موضوع به‌ طور جدی تأکید شده است. البته از آن‌جا که معارف اسلامی، برخلاف دانش‌های تجربی، نگاه مادی به روان انسان ندارد، نظام تحولی آن نیز به­سان نظام­های تحولی مبتنی بر علوم آزمایشگاهی نیست. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به ماهیت روان انسان و تحول روانی، از منظر معارف اسلامی به­ویژه نهج‌البلاغه پرداخته است. از منظر این معارف، روان انسان متشکل از دو ساحت جوهری و روحانی است. بدین‌ترتیب، تحول روانی هم در این دو ساحت مطرح می‌شود. تحول در ساحت جوهری، به سه حالت قابل تصوّر است: تحول در اصل ساحت جوهری، تحول در ویژگی‌های ذاتی آن و تحول در ویژگی‌های فطری آن. براساس معارف اسلامی، به­ویژه نهج‌البلاغه، تحول روانی در حالت اول و دوم ممکن نیست، اما در برخی از اقسام حالت سوم امکان­پذیر است. بر همین اساس، تحول در ساحت روحانی نیز امکان­پذیر است و به چهار نوع تحول تقسیم می‌شود:  انضمامی، تکاملی، انفکاکی و تناقصی.