استمرار دو آیین شاهنامه در میان فارسی زبانان افغانستان
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22077/jcrl.2022.5107.1030چکیده
آیینها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جوامع انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فرا طبیعی انجام میشوند. در این مقاله به دو آیین که به نظر نگارنده از شاهنامۀ فردوسی بهجای مانده است، پرداخته میشود. یکی از این آیینها، آیین« مَختهَسرایی» زنان قوم هزاره است. آنچه میان «مختهسرایی» و سوگواری در شاهنامه پیوند ایجاد میکند تنها شکل و نحوۀ سوگواریها نیست، بلکه باور به جاودانگی فرد کشتهشده، روحیۀ مبارزهطلبی وی در وقت زندگیاش، باور بازماندگان مقتول به اینکه فرد شهید، دفع شر کرده و نیکویی را میافزاید، بیگناه بودن فرد مقتول و حماسی و تراژیک بودن این سوگسرودهها نیز پیوند مختهسرایی را با سوگسرایی در شاهنامه استحکام میبخشد. موضوع دیگری که در این مقاله به آن پرداخته شده است، جهندهای منسوب به حضرت علی (ع) است که هر سال در روز نوروز در زیارتگاه منسوب به حضرت علی (ع) واقع در ولایت بلخ افغانستان برافراشته میشود. در این تحقیق نشان داده شده است که این «جهنده» ربطی به حضرت علی (ع) نداشته و همان درفش کاویانی است که در شاهنامه از آن یاد شده است.