بررسی رابطه الگوهای ارتباطی خانواده مبدأ و طرحوارههای ناسازگار اولیه با نگرش به طلاق: نقش میانجی الگوهای فعال درونی (دلبستگی)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مشاوره خانواده، مؤسسه آموزش عالی بیهق سبزوار
2 گروه علوم تربیتی. دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.48308/jfr.2025.232590.1614چکیده
هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی الگوهای فعال درونی (دلبستگی) در رابطه الگوهای ارتباطی خانواده مبدا و طرحوارههای ناسازگار اولیه با نگرش به طلاق بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان در حال طلاق مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر سبزوار در پاییز و زمستان سال 1401 بودند. برای اندازهگیری متغیرها از پرسشنامههای، الگوهای ارتباطی خانواده مبدأ، پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه، پرسشنامه نگرش به طلاق و پرسشنامه الگوهای فعال درونی بهره گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمون همبستگی پیرسون و الگویابی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و الگوهای گفت و شنود و همنوایی با نگرش به طلاق رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین، نتایج معادلات ساختاری حاکی از آن بود که الگوهای فعال درونی شده (سبکهای دلسبتگی) در رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و الگوهای ارتباطی خانواده با نگرش به طلاق نقش میانجی ندارد. بر اساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و الگوهای ارتباطی خانواده با نگرش به طلاق یک رابطه خطی ساده است و الگوهای فعال درونی شده (سبک-های دلسبتگی) نمیتواند این رابطه را میانجیگری نماید.