دیالکتیک جمال و جلال در اندیشة عینالقضات همدانی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22059/jrm.2015.55566چکیده
عینالقضات همدانی با استفاده از جمال، جلال و دیالکتیک آن دو، یک نظام منسجم فکری را پیریزی کرده که بدون درک صحیح آن نظام، دسترسی به اندیشههای وی ناممکن است. این حکیم مغانی بهقدری به این دوگانه و دوگانیهای دیگر توجه دارد که شتابزدگی در بررسی اندیشههای او، چهبسا منجر به این برداشت ناصواب شود که وی ثنوی است. یکی از این دوگانه که جلال است و تجلیات آن، در اندیشة وی و عارفان خراسان به برداشتهای نادرستی از اعتقادات این طایفه منجر شده و چهبسا موجبات مرگ آنان را فراهم آورده است. این طایفه که سخنان خود را در پردة رمز بیان میکنند از ادامهدهندگان حکمت مغانیاند. حکمت مغانی شاهکلید رمزگشایی از دستگاه رمزی عینالقضات محسوب میشود. در این زمینه استفاده از عرفان نظری به منظور تبیین رمزهای وی بسیار راهگشاست. هدف اصلی این پژوهش معرفی این نظام فکری و رمزگشایی از آن با استفاده از عرفان نظری خواهد بود.