پیوند تشکیکی عرفان و برهان، و پیامدهای تعامل دوسویۀ آنها.
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22061/orj.2024.2068چکیده
عرفان و فلسفه، روشهای گوناگونی برای شناخت حقیقت دارند؛ یکی برپایۀ برهانهای عقلی و دیگری با شهودهای قلبی سامان مییابد. اما این تفاوت روشی، لزوماً به تقابل محتوایی نخواهد انجامید؛ زیرا هریک از آنها اگر برابر موازین پیش روند به حقیقت میرسند؛ حقیقتِ یگانۀ مشکّکی که هرکدام بهاندازۀ خویش، آنرا مییابند. اختلاف این یافتهها طولی و تشکیکی است، نه عرضی و تقابلی؛ بهگونهای که یک حقیقت خارجی در دو سطح برتر و پستتر ادراکی، یافته میشود. درنتیجه گزارههای برآمده از برهان و شهود، یکدیگر را تایید میکنند، نه تکذیب. بنابراین گزارههای عرفانی عقلپذیرند، نه عقلگریز یا عقلستیز. ازسوی دیگر، هریک از این روشها برتریهایی بر دیگری دارند که تعامل دوسویۀ آنها را بایسته میسازد. برخی از مهمترین پیامدهای این تعامل عبارتند از: 1. نقش عقل در سنجش، تصویرسازی و اثبات محتوای شهودی. 2. نقش شهود در ژرفابخشی به تصور مسئله، یافتن حد وسط، و فزایندگی یقین عقلی. مقالۀ پیشرو با روش توصیفی- تحلیلی، پیوند تشکیکی عرفان و برهان، و تعامل دوسویه آنها را تبیین خواهد کرد.