عجز ادراک شده، عرفی شدن و عاملیت سردرگم؛ مطالعه ای کیفی بر نگرش فرزندآوری در شهر یزد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده ی علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد

doi
10.48308/jfr.2025.234965.1714
چکیده

پایین بودن نرخ باروری یکی از چالش‌های اجتماعی جامعه است. هدف تحقیق حاضر، واکاوی درک و تجربه فرزندآوری در میان شهروندان متأهل شهر یزد می‌باشد. مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی است که در سال 1402 در شهر یزد انجام شد. با معیار اشباع داده، تعداد 14 خانم و آقا به صورت داوطلبانه وارد مطالعه شده و با مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته داده‌ها به دست آمد. مشارکت‌کنندگان نوعی درک منفی نسبت به فرزندآوری دارند. این ادراک منفی ناظر به مشکلات و تجربیات خود یا دیگران در رابطه با مسئولیت داشتن فرزند است. هزینه‌های فرزند و مسائل تربیتی و بزرگ‌کردن وی از یک سو، غالب شدن ارزش‌های عرفی شده از سوی دیگر، ایده‌آل تعداد فرزند را کاهش داده، یا اینکه فرزندآوری را به تأخیر می‌اندازد. چهار مضمون احصاء شده : درماندگی‌اجتماعی، مخاطره و شکنندگی، سیاست‌زدگی شناختی، و انباشت سکولار می‌باشد. تأخیر در فرزندآوری یا کاهش تعداد فرزند ایده‌آل به شدت متأثر از درک افراد از فرایندهای محیطی، اجتماعی و سیاسی است. مشارکت کنندگان خود را عاملیتی سردرگم تحت شرایطی تلقی می‌کنند که به نوعی عجز ادراک شده در آن‌ها دامن زده است. لذا، ضرورت دارد که سیاستگذاران، بر لایه‌ای عمیق‌تر از موضوع فرزندآوری و آن هم ابعاد ارزشی و فرهنگی موضوع تمرکز داشته باشند.