تحلیل وجودشناختی «خوددوستی» بهمثابه خاستگاه کنشگری انسان نزد صدرالمتألهین
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری کلام و فلسفه اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 استادیار گروه مطالعات علم و فناوری، دانشگاه امیرکبیر (دکتری دانشگاه تهران، رشته فلسفه و کلام اسلامی، تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی)
doi
10.22061/orj.2024.2084چکیده
سخن از مبدا نخستین صدور عمل یا کنشگری در فلسفه اسلامی، سابقهای طولانی در مباحث نفسشناسی دارد و دیدگاه رائج، ادعای آغازیدن عمل از شناخت و تصدیق به فایده است. صدرالمتألهین اما بانظر به مبانی متفاوت خود در هستیشناسی و نفسشناسی، دیدگاههای دیگری را آشکار می سازد که با ایده تشکیک وجودی وی، سازگار است. این جستار درصدد است تا با تحلیل وجودی و نه صرفا مفهومیِ مبادی صدور فعل، «خاستگاه نخستین و اصیل» کنشگری در نفس بر اساس چارچوب فکری صدرالمتألهین را آشکار نماید. این خاستگاه که پس از تحلیل مواضع وی مخصوصا در تشبیه «صدور اعمال در نفس» به «آفرینش هستی در باری تعالی» و همچنین مقایسه مواضع وی با دیدگاه عارفان به دست میآید، میتواند ایده حبذاتی یا خوددوستی در کنشگری نامیده شود. خاستگاه کنشگری در پرتو این ایده، میل به اظهار کمالات وجودیِ ذات و حبِّ بهتفصیلدرآوردنِ آنها در سطح رفتار بیرونی است و عمل یا کنش نیز چیزی جز ذاتِ آشکارشده در سطح صفات انسانی و سپس در سطح رفتار طبیعی نیست. این ایده همچنین در نگاه و تحلیلی معکوس، سبب فهم عمیقتر مقوله «نیاز» و چگونگی پدیدارشدن آن نیز میگردد.