بررسی و نقد نظریۀ این‌همانی ذهن و بدن در فلسفۀ ذهن و مقایسۀ گذرای آن با دیدگاه ملاصدرا درباره رابطۀ نفس و بدن

نویسندگان

1 دانش پژوه سطح 4 رشته حکمت متعالیه جامعه الزهرا(س)

2 دانشیار گروه فلسفه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

doi
10.22061/orj.2024.2081
چکیده

سخن دربارۀ نفس و بدن همواره مبحثی پراهمیت بوده است. مهم‌ترین مسأله در این زمینه، چگونگی رابطۀ نفس، به مثابۀ وجودی مجرد، با بدن، به مثابۀ وجودی مادی، است. اندیشمندان مختلفی به انگیزۀ حلّ این مسأله، نظریاتی ارائه کرده‌اند. در مقالۀ حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است، به نظریۀ این‌همانی- به مثابۀ یکی از مهم‌ترین نظریات در فلسفۀ ذهن- و دیدگاه ملاصدرا- از برجسته‌ترین فیلسوفان مسلمان- پرداخته ایم. رهاورد پژوهش این است که بین این دو نظریه اشتراکاتی از جمله نفی دوگانه‌انگاری جوهری و نفی ترکیب موجودی مجرد با موجودی مادی و افتراقاتی از جمله قبول یا عدم قبول وجود «نفس»، قبول یا عدم قبول تجرد نفس، این‌همان بودن یا نبودن (اعم از این‌همانی نوعی یا مصداقی) هر کدام از پدیده‌های بدنی و ذهنی، بازگشت (تقلیل/ تحویل پذیری) یا عدم بازگشت (تقلیل/ تحویل‌ناپذیری) پدیده‌های ذهنی به پدیده‌های فیزیکی، نفی یا قبول علیت ذهنی، وجود دارد.