عوامل و پهنههای زوال کلانشهر مشهد
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2021.211720.1166چکیده
زوال را میتوان فرایند پالایش جمعیتی و اقتصادی و کاهش تدریجی طبقات یا اقشار متوسط به بالا و افت بخش مرکزی شهرها تعریف کرد. شهر مشهد 2292 هکتار بافت فرسوده دارد که حدود 600 هزار نفر در آن بافتها سکونت دارند. بر اساس مطالعات اکتشافی بهعملآمده، تحولات این بافتها در چند دهه اخیر با ماهیت زوال مطابقت دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل و انطباق و یا عدم انطباق زوال محلات بخش مرکزی شهر مشهد با بافت فرسوده و قدیمی آن است. برای انجام این پژوهش، 12 متغیر مرتبط به پدیده زوال در سرشماری نفوس و مسکن محلات این شهر انتخاب و بر اساس نمره Z استانداردسازی، مقایسه و بر اساس مجموع امتیاز به نقشه تبدیل شدند. آزمون فرضیات با بررسی جامعه آماری سالهای 1365 تا 1390 و بلوکهای سرشماری سال 1390 مرکز آمار ایران انجامشده است. تحلیل دادهها از طریق استانداردسازی متغیرها بر اساس نمره Z و آزمون میزان پراکندگی و تجمع پدیده زوال توسط شاخص G (خودهمبستگی فضایی موران) انجامشده است. محلات دارای زوال بر اساس مجموع امتیاز هر یک از محلات در نقشه مشخص شد. پردازش آماری و کارتوگرافی نقشهها به کمک نرمافزارهای Excel و Arc GIS صورت پذیرفته است. نتایج محاسبات نشان میدهد که میانگین نمرات استاندارد متغیرها در سطح شهر، نزدیک به صفر بوده و دارای اختلاف و تفاضل اندکی در مقایسه با یکدیگر هستند. ازاینرو، از مقایسه تفاضل میانگین امتیازات استانداردشده پهنههای در حال زوال و فاقد زوال شهر مشهد استفاده شد. رتبهبندی متغیرها نشان میدهد که سطح تحصیلات و تبعات شغلی و درآمدی آن و میزان سرمایهگذاری در ابنیه جدید به ترتیب تأثیرگذارترین عوامل در زوال بخش درونی شهر مشهد هستند. همچنین، قدمت و منسوخشدگی بافت، عامل اصلی نابسامانی محلات بخش مرکزی شهر مشهد نیست، بلکه میزان برخورداری اقتصادی و منزلت اجتماعی موجب زوال این محلات شدهاند.