خوانشی از تبارشناسی اخلاق نیچه به‌مثابه نقد روشنگری و تفکر مدرن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم،‌ ایران.

2 استادیار گروه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران.

3 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30479/wp.2024.20495.1088
چکیده

فلسفة نیچه به‌مثابه «انتقاد بنیادین از» سنت تفکر فلسفی مدرن به‌طور کلی، و به‌طور خاص مخالفت با پروژة کانت در نظر گرفته شده است. وجه دوگانه و متناقض (آیرونیک و پارادوکسیکال) فلسفة نقادی کانت در این‌است که «نقادی» صورت قانون به خود می‌گیرد (همان امر تنجیزی) و خود را به قوانین معطوف به علم و مدعیات اخلاقی، محدود می‌کند، اما در نقد ارزش علم و آرمان‌های اخلاقی شکست خورده است. نیچه فلسفة کانت را نمود بارز تفکر روشنگری یا تفکر سوژه/ابژه‌محور می‌داند و این تفکر را در مقاله‌های اول و دوم کتاب تبارشناسی اخلاق به نقد می‌کشد. مقاله پیش رو درصدد است با روش پژوهشی و نظری در باب ماهیت «تبارشناسی نیچه»، و نیز در مورد ماهیت خود علم «تبارشناسی» و اهمیت آن در مقام «تفکر نقادانه»، به بررسی مدعای نیچه مبنی بر نقد روشنگری بپردازد. در این راستا، ابتدا به مبحث تبارشناسی و ماهیت آن نزد نیچه پرداخته و سپس نسبت این دانش با نقد روشنگری و تفکر کانت ـ‌در مقام سرآمد این اندیشه‌ـ را جستجو کرد. سرانجام این نتیجه حاصل شد که «پروژة تبارشناسی نیچه» در برابر پروژة روشنگری کانت و تفکر مدرنیته، می‌تواند نخستین مواجهة پست‌مدرن تلقی گردد که در آن سویه‌های رادیکالیسم اندیشة تبارشناسانه نهفته است.