رویکرد نوـودانتایی به مفهوم «نفی» با تأکید بر آرای باتاچارییا
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.30479/wp.2024.17130.1012چکیده
جریان فکری نوـودانتایی در هند، در مواجهه با آرای فلسفی غرب رویکردی سازنده داشته است که یکی از نمایندگان آن، کریشنا چاندرا باتاچارییا، متفکر معاصر هندی است. رویکرد وی به مسائل فلسفی را میتوان نمونهای از یک رویکرد نوـودانتایی تلقی نمود. در این مقاله به آرای باتاچارییا دربارة مفهوم «نفی» پرداخته شده که درواقع، مبنای متافزیک او را تشکیل میدهد. واژة «نفی» که در فلسفة باتاچارییا مطرح شده، ریشه در مفهوم «نتی نتی» (نه این نه آن) اوپانیشاد دارد. او آن را مبنای رسیدن به امر مطلق میداند و معتقد است حیطة «نفی» حیطة امر نامتعین است و امر مطلق نیز باید بهعنوان نفی مطلق تلقی شود، زیرا هر مضمون شناخته شده و هر انتساب ایجابی، ممکن است آن را تبدیل به امری متعین نماید؛ ازاینرو، او معتقد است فقط از طریق فرایند نفی میتوان به مطلق رسید. از نظر باتاچارییا، امر مطلق فقط بهطور سلبی قابل فهم است، زیرا مضمون آن بهطور واقعی قابل بیان نیست. اما این بدین معنا نیست که آن ناشناخته و غیرقابل شناخت است؛ حتی نمیتوان گفت امر مطلق، ناشناخته و غیرقابل شناخت است، چراکه این نیز نوعی ایجابی سخن گفتن دربارة آن است. باتاچارییا نظر کانت دربارة حقیقت ـکه معتقد است نه شناختهشده و نه قابل شناخت استـ را رد میکند. او همچنین نظر هگل را دربارة امر مطلق نقد میکند و امر مطلق را مطابق با دیدگاه ودانتا مطرح مینماید.