مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات هوازی تناوبی و تداومی بر سطوح سرمی WISP1 و TNF-α در دختران دارای اضافه‌وزن/چاق

نویسندگان

1 دانشگاه مازندران

2 دانشگاه مازندران

doi
چکیده

مقدمه و هدف: پروتئین-1 مسیر سیگنالینگ القا شونده توسط Wnt (WISP1) از خانواده پروتئین­های سیگنالی درون­سلولی CCN، آدپیوکین جدیدی است که چاقی را به التهاب و مقاومت به انسولین مرتبط می­کند. لذا هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر تمرینات تناوبی و تداومی بر سطوح WISP1،  فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α) و مقاومت به انسولین در دختران چاق/اضافه­وزن بود. روش­شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون بود که 32 دختر چاق/اضافه‌وزن با دامنه سنی 11-9 سال و با شاخص توده بدنی 92/2±40/25 کیلوگرم­برمترمربع در آن شرکت نموده و به‌طور تصادفی در سه گروه تناوبی (12نفر)، تداومی (11نفر) و کنترل (9نفر) قرار گرفتند. تمرینات تداومی و تناوبی به­مدت هشت­ هفته و  سه روز در هفته (30 دقیقه پیاده­روی با شدت 75-60 و 85-70 درصد ضربان­قلب­­ بیشینه به ترتیب در گروه تداومی و تناوبی) انجام شد. شاخص­های WISP1، TNF-α و مقاومت به انسولین (HOMA2) در 72 ساعت قبل از شروع تمرینات و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل­واریانس­عاملی با اندازه­گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 در سطح 05/0>P < /span> تجزیه‌وتحلیل گردید. یافته­ها: پس از هشت­هفته، سطوح WISP1 در گروه­کنترل افزایش معنی­داری یافت (001/0p=) اما درگروه تناوبی نیز روندی افزایشی و گروه تداومی روندی کاهشی نشان داد که ازنظر آماری معنی‌دار نبود (به ترتیب 095/0=p < /span> و 400/0=p < /span>). در هیچ­یک از گروه­ها، تغییر معنی­داری در سطوح TNF-α یافت نشد (05/0<p < /span>). در گروه­کنترل، شاخص HOMA2 افزایش معنی­داری یافت (016/0p=) و روند کاهشی آن در گروه تمرین­تداومی نسبت به گروه­کنترل معنی­دار بود (046/0p=). شاخص­ توده بدنی، نسبت دور کمر به قد و درصد چربی در هر دو گروه تمرینی بهبود یافت (05/0>p < /span>). بحث و نتیجه­گیری: اگرچه هر دو تمرینات تناوبی و تداومی توانستند موجب بهبود ترکیب بدن دختران چاق/اضافه‌وزن گردند، اما تنها تمرینات تداومی توانست روند افزایشی سطوح WISP1 و HOMA2 را معکوس نماید. تمرینات تداومی احتمالاً می‌تواند به‌عنوان یکی از راهبردهای مؤثر در بهبود حساسیت به انسولین در کودکان چاق موردتوجه قرار گیرد.