ماهیت رابطهی خانواده و مدرسه: این رابطه در چشمانداز پارادایمهای کلان چگونه تفسیر میشود؟
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه فرهنگیان
2 استادیار دانشگاه فرهنگیان
3 دانشگاه فرهنگیان تهران
doi
10.48308/jfr.2025.235796.1762چکیده
هدف این مطالعه واکاوی نظری ماهیت رابطهی خانواده و مدرسه بود. برای دستیابی به این هدف، سه پیشفرض اولیه شامل: محور بودن مدرسه برای شکلگیری رابطه میان خانواده و مدرسه؛ محور بودن خانواده برای شکلگیری رابطه، و مشارکتی و همپا بودن این دو خردهنظام طرح شد. برای تحلیل این پیشفرضها، سه پارادایم رفتارگرایی، انتقادی و تعامل-گرایی اجتماعی که بهنوعی توانستند به هرکدام از پیشفرضها پاسخ دهند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافتههای مطالعه نشان داد، در پارادایم رفتارگرایی، مدرسه، محور تصمیمگیری است و خانواده به عنوان یک عنصر بیرونی است که به صورت مقطعی و در مواردی که مدرسه تشخیص دهد، ورود میکند. در پارادایم انتقادی، خانواده با نقد ابعاد و کنشگران مدرسه، تبدیل به عنصر تصمیمگیر و ساختدهنده زیستبوم مدرسه، اعم از انتخاب معلم، شکل مدرسه، تعیین محتوا و هدایت مدرسه با هماهنگی ارکان محلی ظهور مییابد. در پارادایم تعاملگرایی اجتماعی، نه مدرسه تصمیمگیرنده صِرف است، نه خانواده تعیینکننده راهبردها میباشد؛ بلکه هر دو با مشارکت هم بر مبنای مشترکات به ایفای نقش میپردازند. بهعبارتی در این پارادایم، اصلِ کار، با مشارکت خانواده، مبناست.