تدوین مدل مفهومی «محله بیوفیلیک» بهمنظور کاربست در طراحی و برنامهریزی شهری
نویسندگان
1 استادیار شهرسازی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/jsc.2020.228630.1238چکیده
یکی از رویکردهایی که در سالهای اخیر در راستای پیوند با طبیعت در حوزه طراحی و برنامهریزی شهری موردتوجه بوده است، رویکرد «بایوفیلیا» است. این رویکرد حداکثری، تلفیق همهجانبه با ابعاد مختلف محیط طبیعی در شهرها را دنبال میکند اما در پژوهشهای داخلی، بهخصوص از خاستگاه دانش شهرسازی کمتر به آن پرداختهشده است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که شاخصهای این رویکرد را در قالب یک مدل مفهومی، بهمنظور کاربست در طراحی و برنامهریزی در مقیاس محلههای شهری، بومی و کاربردی نماید. به این منظور، ابتدا به بررسی منابع نظری موجود به روش «مطالعات کتابخانهای» پرداخته شد. شاخصهای حاصل از این مرحله، پس از تحلیل محتوا و دستهبندی، مدل اولیه پژوهش را شکل داد. پسازآن بهمنظور تکمیل و تأیید مدل، به روش «دلفی» در سه مرحله، نظرات 11 تن از اساتید معماری و شهرسازی و صاحبنظر در این باب، به کمک پرسشنامه و مصاحبه جمعآوری گردید. شاخصهای طراحی محله بایوفیلیک و سپس اولویتبندی آنها به کمک مصاحبه و پرسشنامه جمعآوری شد. دادههای حاصل از مرحله اول به کمک تحلیل محتوا و دادههای حاصل از پرسشنامه با روشهای توصیفی آماری مورد تحلیل قرارگرفته است. تدوین مدل محله بایوفیلیک در شش بعد «منابع طبیعی»، «محیط مصنوع»، «منظر محله»، «فعالیتها»، «اجتماع محلی» و «مردم محله»، انجام پذیرفته است. یافتهها نشان میدهد، در بعد «منابع طبیعی»؛ حفاظت از منابع طبیعی، در بعد «محیط مصنوع»؛ تلفیق کالبد با طبیعت، در بعد «فعالیتها»؛ حملونقل سبز، در بعد «اجتماع محلی»؛ مشارکت مردم در حفاظت از طبیعت و در بعد «مردمی»؛ ارتباط عاطفی مردم با طبیعت، بیشترین توافق را در میان اعضای حلقه دلفی داشتهاند.