بهینه سازی سطح زیر کشت براساس حجم مخزن و شرایط کمبود آب قابل دسترس (مطالعه موردی: پایاب سد ارسباران)
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم و مهندسی آب، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22034/ws.2022.19533.1956چکیده
برنامهریزی مناسب در استفاده از منابع محدود آب میتواند نقش موثری در افزایش تولیدات کشاورزی داشتهباشد. در این تحقیق، سطح زیرکشت بهینه برمبنای حجم مخزن و شرایط کمبود آب قابل دسترس در دشت ارسباران تعیین شده-است. ابتدا سود خالص حاصل از کشت در دوره آماری (1381-90) با رابطه استوارت و ارزشهای اقتصادی منطقه بدست آمد. بهینهسازی تخصیص آب به روش برنامهریزی خطی برای هر سال آماری جهت بیشینه نمودن تابع هدف (سود خالص) و با محدودیتهای موجود اجرا گردید. بهینهسازی برای پنج مقدار آب آبیاری قابل دسترس (NIV) صورت گرفت و برای هرکدام، مساحتهای زیر کشت بهینه سالیانه برای گیاهان پیشنهادی بدست آمد. با بهینهسازی سطوح کشت سالیانه یک فرم بهینه ثابت نیز برای منطقه استخراج گردید. نتایج نشان داد تغییرات سود خالص در واحد حجم آب با افزایش آب قابل دسترس در هر دو حالت بصورت سهمی درجه دو کاهش یافته و در تمام NIV ها سود سطح کشت متغیر به مقدار ثابت 7% بیشتر میباشد. همچنین سود خالص کل برای سطح کشت بهینه متغیر سالیانه برای آب قابل دسترس 8 میلیون مترمکعب، 8% بیشتر از سطح کشت ثابت بوده و این مقدار برای 10 تا 16 میلیون مترمکعب، بترتیب از 11% تا 18% بصورت خطی افزایش مییابد که نشان از برتری نسبی سطح کشت بهینه متغیر بدون در نظر گرفتن مزایای مدیریتی حالت ثابت از قبیل طراحی، آبیاری و مکانیزاسیون میباشد.