دیرند، حافظه و همبودی گذشته و حال در فلسفه برگسون
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
2 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی دزفول، دزفول، ایران
doi
10.30479/wp.2024.20545.1091چکیده
در فلسفة برگسون، «دیرند» بهعنوان یک مفهوم بنیادی، جریانی سیال و پیوسته است که همواره در حال شدن است. در این جریان سیال، گذشته، حال و آینده بهطور جداییناپذیر در هم تنیدهاند. حافظه در تجربة زمان حقیقی یا دیرند، نقش کلیدی دارد؛ بهگونهای که نهتنها گذشته را ذخیره میکند، بلکه آن را به زمان حال میآورد و با آن درمیآمیزد. این فرایند منجر به حضور همزمان گذشته و حال، در تجربههای ما میشود. برگسون برای توضیح رابطة میان گذشته و حال از مفهوم «همبودی» استفاده کرده است. همبودی بهمعنای حضور همزمان تمام لحظات زندگی در ذهن ما است. بهعبارت دیگر، تمام تجربیات ما از گذشته تا حال، در حافظه ذخیره شدهاند و بهطور همزمان، در ذهن ما حضور دارند. این حضور همزمان به این معنا است که گذشته بهصورت بالقوه و نهفته در حافظه موجود است و بهطور فعال، بر افکار، احساسات و اعمال ما در حال تأثیر میگذارد. پژوهش حاضر، به بررسی نقش حافظه در تداوم زمان و همبودی گذشته و حال میپردازد و نشان میدهد چگونه لحظات مختلف زمان در تجربة انسانی بههمپیوسته و درهمتنیدهاند، بهطوریکه هیچگاه نمیتوان آنها را مستقل از یکدیگر در نظر گرفت. با توجه به دیدگاه برگسون، این تحقیق تلاش میکند ارتباط پیچیده و پویا میان زمان، حافظه و تجربه انسانی را تحلیل و تبیین نماید. فهم عمیقتر از نقش حافظه و همبودی در فلسفة برگسون، میتواند به درک بهتر از ماهیت زمان و تجربة انسانی کمک کند.