برآورد تابع تقاضای خطی تقریباً ایده‌آل چوب سوخت در مناطق روستایی جنگل‌های شمال ایران

نویسندگان
doi
چکیده

کمبود اطلاعات در مورد شیوۀ مصرف انرژی از زی‌تودۀ (زیست‌ توده) گیاهان و متغیرهای تاثیرگذار در مصرف آن سبب عدم قطعیت در مدل‌های سیاستگذاری برای انرژی و حفاظت از محیط ‌زیست است. در حدود نیمی از جمعیت جهان که اغلب در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند، برای تأمین نیاز انرژی خود به منابع انرژی جامد همانند زی‌تودۀ گیاهی و زغال وابسته‌ اند. با توجه به اینکه کشور ما دارای ذخایر غنی سوخت‌های فسیلی است، انتظار می‌رود استفاده از سایر منابع انرژی همانند هیزم رایج نباشد، اما به‌ دلیل نقص در سیستم توزیع سوخت‌های فسیلی، فقر روستایی و زندگی وابسته به منابع طبیعی تجدید‌شونده، استفاده از چوب جنگل‌ها به‌ عنوان منبع انرژی کمابیش رایج است. تقاضای جامعه برای چوب به‌ عنوان منبع انرژی از تصمیمات روزمرۀ خانوارها سرچشمه می‌گیرد که خود متأثر از بودجۀ خانوار، هزینۀ زمان، دسترسی نسبی به چوب و سایر حامل‌های انرژی، قیمت هر کدام از منابع انرژی، و سایر عوامل اجتماعی و فرهنگی است. هدف کلی این مقاله، تخمین تابع تقاضای چوب جنگلی به‌‌ عنوان سوخت در مناطق روستایی استان‌های شمالی کشور (گیلان، مازندران و گلستان) است. در این نوشتار از الگوی سیستم تقاضای تقریباً ایده‌آل خطی پویا و داده‌های فصلی بودجۀ خانوار سال‌های 1389-1370 استفاده شده است. هزینۀ چوب هیزمی، نفت سفید، گازوییل و گاز طبیعی از سایر کالاهای بخش مسکن، سوخت و روشنایی در هزینۀ خانوار جدا شده و جداگانه در مدل لحاظ شد. نتایج نشان داد که کشش قیمتی تقاضا در تمامی گروه‌های کالایی منفی است. کالاهای نفت سفید و گازوئیل جانشین چوب و گاز مکمل آن است. همچنین در این مناطق، حساسیت زیادی به تغییرات شاخص قیمت خوراک، مسکن و گازوئیل وجود دارد، به گونه‌ای که کشش قیمتی این سه گروه به‌ ترتیب 22/1-، 03/1- و 36/1- است. براساس نتایج به‌ دست آمده کشش قیمتی خودی هیزم برابر با 29/0- و کشش درآمدی این کالا نیز برابر 34/1 است.