واکاوی نظام گفتمان بُوشی و شَوِشی در روند روایتپردازی هزار و یکشب بر اساس دیدگاه نشانهمعناشناسی
نویسندگان
1
2 دانشگاه پیام نور
3 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22084/rjhll.2024.29915.2344چکیده
یکی از راههای شناخت ادبیات کلاسیک، بررسی متون روایی براساس نظامهای گفتمان روایی است. این جستار با استفاده از نظامهای گفتمانی بُوشی و شَوِشی قصد دارد تا روند روایتپردازی هزار و یکشب را مورد بررسی قرار دهد. تحلیلهای انجام شده نشان میدهد که خلق معنای جدید با حضور روایتپرداز، شهرزاد، در شرایط بحرانی و خلاء معناییِ شهریار که ناشی از نقصان معنا در زیستنِ او رخ داده است اتفاق افتاد. راوی با بهرهگیری از زبان روایت سعی میکند تا شرایط روحی نامساعد و نابسامانِ ملک را به استعلای معنای حضور او در هستی و فضای گفتمانی جدید تغییر دهد و دازاین یا جهانبودگیِ مخرب و ویرانگرِ ملک را با تزریق انرژی روایت و گفتمان به جهانبودگی جدید همراه با انفصال از اُبژه انتقام و اتصال به اُبژه ارزشی پیوند دهد. زندگی انسانها به شیوۀ بازگشت ناپذیری، با روایتها و حکایتها سامان مییابد. روایتها، درک ما از دنیا را میسازند. و به دنیای ما معنا میبخشند..