ارزیابی تعاریف گوناگون از معجزه
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دین، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30479/wp.2024.20655.1101چکیده
ارائة تعریفی قابل دفاع از معجزه، یکی از مسائل اساسی در الهیات ادیان و فلسفة دین تحلیلی بوده است. در این مقاله، با نگاهی به تعاریف فیلسوفان و الاهیدانان مسیحی و مسلمان، با تفکیک مقام تعریف معجزه از تبیین آن، با ارزیابی تعاریف گوناگون از معجزه با تکیه بر ملاکهای نگاه واقعرایانه/ ناواقعگرایانه، تفکیک تعاریف حدی و رسمی، سادگی، سازگاری با معرفتهای پسزمینهای، نشان داده شده که اولاً، تعاریف واقعگرایانه بر تعاریف ناواقعگرایانه ترجیح دارند و با نگاه مؤمنان سازگارند. ثانیاً، اگرچه تعاریف حدی بر رسمی ترجیح دارند، ولی هیچکدام تعریف حدی تامی از معجزه ارائه نکردهاند و در مجموع، میتوان گفت مؤلفة خرق عادت در تعاریف الاهیدان و فیلسوفان مسیحی و مسلمان، و نقض قوانین طبیعت در تعریف هیوم، تعریفی ناقص ارائه کردهاند که از این حیث، بر دیگر تعاریف ترجیح دارند. ثالثاً، طبق ملاک سادگی، تعاریف تفاوت زیادی با همدیگر ندارند، زیرا هر یک از جنبههای گوناگون، از سادگی برخوردارند. رابعاً، طبق ملاک سازگاری با معرفتهای پسزمینهای، تعریف هیوم با معرفتهای پسزمینهای در دورة معاصر سازگار است. بنابراین، اگرچه با تکیه ملاکهای فوق، میتوان تعریف هیوم را ترجیح داد، اما اشکال تعریف وی ایناست که هیچگاه به قوانین طبیعت دسترسی نیست و تنها از راه نظریههای علمی میتوان بدانها دست یافت و نظریههای علمی هم همواره در حال تغییرند. بنابراین، بنظر میرسد نتوان تعریفی از معجزه ارائه داد که بتوان بهمدد آن، به سرشت معجزه دست یافت و همانطور که قرآن توصیه کرده است، باید معجزات را بهمثابه آیات و نشانههای خداوند نگریست.