ناپیدایی گذرای رنج و آشکارگی ناپایدار لذت در نظام فلسفی شوپنهاور
نویسندگان
1 دانش آموختة کارشناسی ارشد فلسفه دین، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
doi
10.30479/wp.2024.20400.1082چکیده
مفهوم اراده در نظام فلسفی شوپنهاور را میتوان برآیند ژرفاندیشی وی در باب مفهوم شیء فینفسه در نظام فلسفی کانت قلمداد کرد؛ مفهومی که بهرغم جایگاه برجستهاش در روش استعلایی کانت، تبیینی بایسته از آن ارائه نگردید. اگرچه شوپنهاور با پرسش از چیستی/چهبودی حقیقت موجود در پسپشت این عالم، درونمایه و نهاد هر پدیدار موجود در جهان تصور را که بهواسطۀ اصل دلیل کافی و صورتهای چهارگانهاش دریافته، به مفهوم اراده گره میزند، اما با فراروی از گسترۀ جهان تصور و با آشکار شدن اراده بهمثابه شیء فینفسه و فهم این اراده بهواسطۀ کالبد، ارادهورزیهای پیاپی در پدیدارها و در ظرف حیات (که ویژگی بنیادین اراده است) خود را بهنمایش میگذارد که از یکسو به تقلایی همواره ادامهدار و زایش رنج پایدار، و از سویی دیگر به لذت ناپایدار میانجامد. در نتیجة چنین نگرشی، از وجود نوعی بدبینی در این جهان پرده برداشته میشود که میتوان آن را بهمثابه وجه تراژیک و مصیبتبار زندگی در نظر گرفت. در نوشتار پیش رو تلاش میکنیم آشکار سازیم که شوپنهاور با ارائۀ چه مقدماتی، رنج را امری ایجابی و پایدار، و در دیگر سو، لذت را امری سلبی و ناپایدار شمرده است. در اینصورت، آیا میتوان رنج را بهمثابه قسمی شرطمقدم برای دستیابی به هرگونه لذت بهشمار آورد؟ برآیند مفاهیم یادشده چگونه به نگرش بدبینانه در عالم منتج میگردد؟