بررسی انتقادیِ تبیینِ علّیِ عمل در فلسفۀصدرالمتألّهین
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران
2 استاد گروه فلسفه دین دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران،
doi
10.22061/orj.2023.1920چکیده
مسئله اساسیِ این پژوهش بررسیِ «تبیینِ علّیِ عمل» و هدفِ آن کشفِ الگوی عامّ قیاسی- قانونی به روشِ تحلیلی-توصیفی در فلسفهی صدرالمتألّهین و نقدِ این الگو از طریقِ بررسیِ لوازمِ منطقیِ آن است. از نظرِ ملاصدرا، عمل، فعلِ ارادیِ آدمی است که وی به آن آگاهی مرتبهی دوم دارد؛ از اینرو تبیینِ علّیِ عمل نیازمندِ کشفِ مبادیِ این دو عنصر یعنی فعلِ ارادی و آگاهیِ مرتبهی دوم است. مبدأ اصلیِ صدورِ فعلِ ارادی در حکمتِ متعالیه تصدیق بهفایدۀ آن توسّطِ قوّۀ متصرّفهاست و مبادیِ دیگر، همچون قوّۀ شوق، اراده و قوّۀ فاعله بهطورِ مکانیکی نقشِ خود را در صدورِ فعلِ ارادی ایفا میکنند. سلطنتِ متصرّفه در پیدایشِ فعلِ ارادی با دخالتِ عقلِ عملی بهعنوانِ مبدأ آگاهیساز، تعدیل میشود بهطوری که عمل فعلِ ارادی است که از کانالِ عقلِ عملی عبور کند. از نظرِ صدرالمتألّهین، علّتِ حصولِ یک عمل در نهایت یا تصدیقِ یکی از دو قوّۀ متصرّفه یا عاقله به انجامِ آن عمل بدونِ وجودِ تصدیقِ مُعارض است و یا تصدیقِ یکی از این دو قوّۀ ادراکی به انجامِ یک عمل و غلبه برشوقِ ناشی از تصدیقِ مُعارض قوّۀ دیگر است؛ بنابراین «تصدیق به سودمندیِ یک عمل» در صورت «نبودِ تصدیقِ معارض» یا «غلبه بر شوقِ ناشی از تصدیقِ مُعارض» الگوی عامّ قیاسی-قانونی را در بابِ عمل، در حکمت متعالیه میسازد. اشکالِ هنجارمندی، عدمِ تبیینِ علّی در هنگامِ تعارض شوقها و جبرگرایی سه اشکالِ وارد بر نظریۀ صدرالمتألّهین در بابِ تبیینِ علّی است.همچنین تفسیرِ قُوای نفس به مراتب یا شئونِ نفس، دخالتی در الگوی تبیینِ علّی ندارد بلکه صرفاً منجر به تغییر در ادبیّاتِ بحث میشود وهمان اشکالاتِ مذکور پابرجا خواهد ماند.