نقش واسطهای حرمتخود و تنظیم هیجان در رابطۀ بین طرحوارههای ناسازگار اولیۀ مادران و تعارضهای مادرـنوجوان دختر
نویسندگان
1 گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
2 گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
3 گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
doi
10.48308/jfr.19.4.649چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای حرمت خود و تنظیم هیجان در رابطه میان طرحوارههای ناسازگار اولیه مادران و تعارضهای مادر-نوجوان دختر بود. جامعه مورد پژوهش همۀ دانشآموزان دختر در مقطع متوسطه دوم شاخه نظری در شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1400 و مادرانشان بود. تعداد 315 نفر از دانشآموزان دختر و مادرانشان به عنوان نمونه به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به آنها پرسشنامه رفتار تعارض (CBQ) و به مادرانشان پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (YSQ)، پرسشنامه حرمتخود روزنبرگ (SES)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رومر (DERS) داده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار Lisrel و با روش تحلیل مسیر تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد که طرحوارههای محرومیت هیجانی، نقص/شرم و منفیبینی مادران بر تعارضهای میان آنها و دختران نوجوانشان اثر مستقیم معنادار دارند. طرحواره منفیبینی علاوه بر اثر مستقیم، اثر غیرمستقیم معنادار نیز بر تعارض والد-نوجوان میگذارد. طرحوارههای وابستگی و خویشتنداری ناکافی اثر مستقیمی بر تعارض والد-نوجوان ندارند، اما به واسطه تنظیم هیجانی اثر غیرمستقیم معنادار بر تعارض میگذارند. همچنین اثر مستقیم طرحوارههای نقص و وابستگی بر روی حرمتخود معنادار است، اما حرمتخود اثر معناداری بر تعارض ندارد. نتایج این پژوهش نشان داد که طرحوارههای ناسازگار اولیه مادران در ایجاد تعارض میان مادران و نوجوانانشان نقش بسزایی دارد. همچنین به نظر میرسد حرمتخودِ پایین در مادران صرفاً میتواند سبب کاهش ارتباط آنها با نوجوانانشان شود و قادر نیست در ایجاد تعارض میان والدین و نوجوانان دختر نقش بسزایی داشته باشد. این یافتهها میتواند در تبیین بهتر تعارضهای والدـفرزندی و تدوین پروتکلهای مداخلاتی و درمان خانواده کمککننده باشند.