اصل زنانگی در هستی شناسی عرفان یهودیی از نگاه زُهر

نویسندگان

1 استاد گروه ادیان و عرفان دانشکده الهیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

2 استادیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران -شمال، تهران، ایران

3 گروه الهیات ،دانشکده حقوق ،الهیات ومعارف اسلمی ، واحد نجف اباد ، دانشگاه ازاد اسلامی ،نجف آباد ، ایران

4 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده حقوق، الهیات و معارف اسلامی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد اصفهان، ایران

doi
10.22061/orj.2023.1919
چکیده

مسالۀ اصل‌زنانگی و‌‌‌‌جایگاه آن در ادیان مختلف همواره مورد توجه بوده‌است. اما در چند دهۀ اخیر بواسطه جنبش‌های فمینیستی این مساله، به جوامع شدیداً سنت‌باوری مانند جوامع یهودی هم رسیده‌است. موضوع این مقاله، اصل انوثیت و نقش عنصر زنانه در عرفان یهود است که با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه برکتاب زُهر به آن پرداخته شده‌است. این مساله در مکتب قباله و در کتاب زُهر که مهم‌ترین کتاب عرفانی قبالاییان است؛ گسترده‌تر مطرح میشود و اصل زنانگی را بطور خاص با دو سفیرای «بینا» و «مِلخوت» (شِخینا) بیان می‌ کند. سفیرابانوان بینا و شِخینا، دو عنصر زنانه‌ای هستند که با کارکرد زنانه خود در عالم باعث سریان وجود در عالم هستی شده‌اند و عالم مادون به سبب اسما و صفاتی که سفیرامادر عِلوی؛ از ان‌سوف گرفته، ایجاد شده‌است. در عالم، اتحاد و‌ زوجیت عناصر زنانه و مردانه سبب حرکت و هماهنگی بین اجزای هستی می‌شود. شخینا نیز که حضور خداوند و تجلی مونث اوست بواسطه گناه آدم از ان‌سوف جدا شده و به عالم ماده تبعید شده‌است. این مساله در قباله آنچنان مهم است که عارف قبالایی یهودیان را سفارش می‌کند؛ با عمل به تورات و میصواها بار دیگر این وحدت و یگانگی «ان‌سوف» و «شخینا» را بازگردانند.