مقاله پژوهشی: تحلیل دگرگونی موازنه قدرت بین ج.ا.ایران، عربستان و آمریکا در حوزه ژئوپلیتیک خلیج‌فارس پس از حادثه 11 سپتامبر 2001

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران. (مسئول مکاتبات)

2 گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران.

3 گروه حقوق و علوم سیاسی، واحد بافت، دانشگاه آزاد اسلامی، بافت، ایران.

4 گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران

doi
چکیده

پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، منطقه غرب آسیا، با تغییرات وسیعی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی مواجه و منجر به شکل‌گیری توازن قدرت جدید منطقه‌ای بین ایران، عربستان و آمریکا شد، به‌گونه‌ای که هدف‌های منطقه‌ای هرکدام از آن کشورها، طیفی از توازن قوای سنتی تا توازن تهدید را رقم زدند. در این پژوهش تحلیلی– توصیفی، به‌منظور تبیین کارکرد رویکرد موازنه قوا در رقابت بین سه بازیگر مطرح از منظر دانش مطالعات منطقه‌ای؛ با بررسی هدف‌های منطقه‌ای بازیگران و وارد نمودن ملاحظه­‌های ناشی از روندها و محرک‌های منجر به شکل‌گیری نظام امنیتی موازنه قوای ازنظر جامعه نظریه‌پردازان داخلی و جهانی به کالبدشکافی موازنه قوا در دهه آتی پرداخته، سپس براساس یافته‌های پژوهش با ارائه نمودار مفهومی، سه سناریوی (موازنه قدرت سنتی، موازنه تهدید و تعامل)، پیش‌بینی می‌شود. نتایج به‌دست آمده نشان‌دهنده این است که در چشم‌انداز آینده، احتمال همگرایی ایران با عربستان و آمریکا ضعیف (میانگین شدت همگرایی منطقه‌ای 41/8 %) بوده و در منطقه همچنان توازن قوای سنتی محتمل‌ترین گزینه است. میزان تنش‌آفرینی هدف‌های بازیگران به‌ترتیب متعلق به عربستان، ایران و آمریکاست. میزان اثرپذیری عربستان از آمریکا بسیار بالا بوده و نقش کنشگر یاریگر در سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا داشته و ایران نقش بازدارنده دارد. این مطالعه به‌لحاظ نظری و کاربردی دارای اهمیت می‌باشد. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای (ابزار فیش‌برداری) گردآوری، سپس روابط متقابل بین هدف‌ها و بازیگران به‌وسیله ابزار آینده‌پژوهی «مک‌تور»، نرم‌افزار طراحی هندسی «گرافر»، نظریه بازی‌ها و الگوی «ماتریس‌های قطری» مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته‌اند.