بررسی تطبیقی آرای کلامی علامه طباطبایی، جوادی آملی و محمد عبده در خصوص صفات علم و اراده پروردگار
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی (ره) تهران
2 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی تهران- ایران
doi
10.22054/jcst.2025.86025.1233چکیده
از مهمترین مباحث فلسفی و کلامی، بحث درباره صفات خداوند است؛ زیرا بیتردید شناخت خداوند، بدون شناخت صفات او غیرممکن خواهد بود. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی این پرسش بنیادین است: چگونه میتوان علم ازلی خداوند را به امور حادث و جزئی تطبیق داد و کیفیت اراده پروردگار، چگونه است؟ هدف پژوهش، دستیابی به منظومهای تطبیقی از آرای این سه اندیشمند است که بتواند طیفی از راهحلهای ممکن در برابر این مسائل را با تکیه بر روش تحلیلی- توصیفی و بر اساس منابع کتابخانهای، ترسیم کند. یافتههای پژوهش: عبده معتقد است صفات الهی از خود ذات فهمیده میشوند و چیزی جز تعبیری از کیفیت وجود نیستند. او از ورود به بحث فهم کیفیت علم الهی نهی میکند و در مورد اراده الهی نیز معتقد است که تصور ارادهی پروردگار، ریشه در نظریهی علم الهی و صدور ممکنات از خداوند دارد. در مقابل علامه و جوادی آملی معتقدند که باید معانی صفات را که بیانگر کمال است به خدا نسبت دهیم. ایشان علم خداوند را از سنخ علوم حضوری میدانند و اراده را از صفات فعل دانسته و اراده بنده را در هر فعلی، وابسته به اراده الهی میدانند. درنتیجه میتوان گفت که تفاوت در مبانی معرفتشناختی (مانند قبول یا رد علم حضوری) و هستیشناختی (مانند عینیت یا عدم عینیت صفات با ذات) در آرای کلامی این سه اندیشمند، منجر به تمایزات اساسی در تبیین صفات علم و اراده الهی شده است.