ملاحظات رویکرد بی‌طرفی در تقنین مقررات مرتبط با نهاد خانواده در ایران و فرانسه

نویسندگان

1 گروه حقوق عمومی، دانشگاه شهید بهشتی

2 گروه حقوق، دانشگاه شهید بهشتی

3 گروه حقوق خصوصی، دانشگاه شهید بهشتی

4 گروه حقوق خصوصی، دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.48308/jfr.19.3.385
چکیده

نظریه بی‌طرفی در فلسفه سیاسی در دهه 1970 میلادی، با انتشار نظریه عدالت جان رالز به شکل جدی‌تر مدنظر قرار گرفت؛ اگرچه جان رالز در این کتاب، به‌صراحت اشاره‌ای به اصطلاح «بی‌طرفی» نداشته است. رویکرد بی‌طرفی دولت در نهاد خانواده، از نظریه‌پردازی جان رالز و رونالد دورکین اتخاذ شده و از پشتوانه‌ای غنی برخوردار بوده است (نظریه جان لاک، کانت و استوارت میل). مطابق رویکرد بی‌طرفی (مقابل رویکرد کمال‌گرایی)، دولت باید در قبال برداشت‌های خانواده از تحقق الگوی مطلوب مداخله، بی‌طرف بماند و نباید هیچ برداشت خاصی از خیر را بر دیگر برداشت‌ها رجحان دهد. بر همین اساس و با ملاحظه مطالب فوق، این پژوهش با هدف اینکه نهاد خانواده به عنوان نهادی خصوصی، تا چه حد تابعِ قلمرو عمومی است: نخست؛ به تبیین مفهوم، انواع، گستره و سطوح بی‌طرفی دولت در نهاد خانواده، و دوم؛ به تبیین برخی مصادیق تنظیم‌گری، با رویکرد بی‌طرف‌گرایانه، ذیل مبانی نظری تضمین حقوق و آزادی‌های نهاد خانواده (الف) و اِعمال اصل ضرر در تقنین مقررات مرتبط با نهاد خانواده (ب)، با رویکرد تطبیقی با نظام حقوقی فرانسه و روش استدلال استقرایی می‌پردازد.