برهان فطرت در کلام اسلامی و معرفت‌شناسی معاصر: از گرایش تا تصدیق و نسبت آن با معرفت‌شناسی اصلاح‌شده

نویسندگان

1 گروه معارف اسلامی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه معارف اسلامی واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاداسلامی

doi
10.22054/jcst.2025.89076.1261
چکیده

در کلام اسلامیِ امامیه، «برهان فطرت» بر خداجویی و خداشناسیِ سرشتی انسان تکیه دارد. پرسش این است که این برهان چگونه از گرایش فطری به تصدیق وجود خدا می‌رسد و نسبت آن با «معرفت‌شناسی اصلاح‌شده» چیست. هدف تبیینِ تقریرهای امامیه از برهان فطرت و سنجش آن با نظریة «باور پایه» در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (به‌ویژه نزد پلانتینگا) برای روشن‌سازی عقلانیت باور به خدا بدون اتکای پیشینی بر براهین کلاسیک است. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و تطبیقی با روش کتابخانه‌ای است؛ مفاهیم قرآنی، روایی و فلسفیِ فطرت در منابع امامیه استخراج و به‌صورت نظام‌مند با مؤلفه‌های معرفت‌شناسی اصلاح‌شده مقایسه شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد برهان فطرت بر دو مؤلفه استوار است: (۱) گرایش فطری به کمال مطلق و امر قدسی (عشق به خیر، حقیقت و عبادت)، (۲) بینش/تصدیق فطری نسبت به مبدأ هستی. متفکرانی چون ملاصدرا، علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و جوادی آملی، این گرایش/بینش را نشانة وجود واقعیِ متعلق آن می‌دانند. در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده نیز باور به خدا می‌تواند باور پایه و معقول باشد و از کارکرد صحیح حسّ خداشناسی "Sensus Divinitatis" پدید آید. اشتراک دو رویکرد در خدادادی‌بودن و غیراکتسابی‌بودن ایمان است؛ تفاوت در اینجاست که امامیه غالباً بر جنبة حضوری و وثاقت تصدیق تأکید می‌کند، حال آن‌که معرفت‌شناسی اصلاح‌شده بیشتر بر معقولیت/توجیه باور تکیه دارد نه اقناعِ برون‌گرا. درنتیجه می‌توان پل معناداری میان برهان فطرت و معرفت‌شناسی اصلاح‌شده ساخت: باور به خدا «برون‌داد طبیعیِ» سازوکارهای فطریِ سالم انسان است؛ ازاین‌رو، هم قرینه‌ای وجودشناختی به سود الهیات امامیه فراهم می‌شود و هم مدلی معاصر برای تبیین عقلانیت خداشناسیِ فطری.