هوش مصنوعی؛ فناوری نوظهور فراتر از زیرساخت حیاتی
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیأت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران
2 استادیار گروه آیندهپژوهشی، پژوهشکده سرمایه اجتماعی، دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا، تهران، ایران
3 کارشناسیارشد سیستم اطلاعات مکانی(GIS)، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری برهمزن بطور گستره تمامی ابعاد جامعه بشری را تحت تأثیر قرار داده است. هوش مصنوعی، زیرساختهای حیاتی را نیز بهعنوان ستون فقرات جامعه، بطور قابل ملاحظهای متحول نموده است به طوری که چنین به نظر میرسد، هوش مصنوعی فراتر از یک فناوری معمول، خود نیز در حال مطرح شدن به یک زیرساختی حیاتی است. در این راستا، پژوهش حاضر به دنبال یافتن پاسخ به این پرسش کلیدی است که این نگرش تا چه حدی میتواند منطبق بر مبانی علمی یا شواهد عینی باشد. در این مطالعه، ظرفیتهای هوش مصنوعی بهعنوان یک «زیرساخت حیاتی» مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در این راستا، تعداد ۱۴ متغیر مرتبط با موضوع شناسایی شد و بهمنظور ارزیابی روابط میان آنها، از روش تحلیل اثرات متقابل بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان میدهد در نقشه تحلیل اثرات متقابل متغیرها بر یکدیگر، متغیر بدیلناپذیر بودن با مختصات (31-30)، آسیبپذیر و تهدیدزا بودن با مختصات (30-29) و امنیتزا و امنیتزدا بودن با مختصات (31-29) دارای بیشترین تاثیرگذاری بر روی سایر متغیرها بوده و در عین حال بیشترین اثرپذیری از سایر متغیرها را نیز دارند. ویژگی مردم پایه بودن، فراگیر بودن، فراملی بودن و در دسترس بودن فناوری هوش مصنوعی متغیرهایی هستند که اثرگذاری کمتری بر سایر متغیرها داشته ولی اثرپذیری بالایی از آنها دارند. در نهایت ویژگی «زیرساخت سایر زیرساختهای حیاتی بودن»، خودتکاملی، خودمختاری، غیرمتمرکز، فراشبکهای و انعطافپذیر بودن هوش مصنوعی متغیرهای هستند که اثرگذاری بسیار بالایی بر سایر متغیرها دارند ولی تاثیر چندانی از آنها نمیپذیرند. لذا این متغیرها که بهعنوان متغیرهای «تعیینکننده» شناخته میشوند، ایده تحقیق را توسعه داده و نگرش اولیه مبتنی بر «زیرساخت حیاتی» بودن فناوری هوش مصنوعی را قوت بخشیده و مورد تأیید قرار میدهند.