صورتبندی جایگاه تاثیرگذاری و مواجهه جریانهای رقیب دانشی-ارزشی در کلامسیاسی آیتالله جوادیآملی(برمبنای هرمنوتیک اسکینر)
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه;، قم، ایران
doi
10.22054/jcst.2025.85243.1223چکیده
آیتالله عبدالله جوادی آملی از اندیشمندان معاصری است که در حوزههای گوناگون علوم انسانی-اسلامی، بهویژه کلام سیاسی، صاحبنظر بوده و شخصیت علمی او به دلیل جامعیت نسبی در دینشناسی و پردازش مسائل کلام سیاسی و همچنین ورود به سیاست نظری و عملی در جایگاه عالمدینی، شایسته بررسی و تحلیل از ابعاد مختلف، ازجمله جریانهای فکری رقیب تأثیرگذار، بهمنظور کشف ابعاد مختلف کلام سیاسی اوست. زیرا اندیشههای رقیب تمایز دستگاه فکری اندیشمند را برجسته میسازد. بر این اساس، نشاندادن و کشف غیریتسازیهای جوادی آملی نسبت به رهیافتهای دیگر و میزان تأثیر و نوع مواجهه آنها در نگرش وی مسئله پژوهش است (مسئله) که در پاسخ به پرسش درباره جریانهای فکری رقیب تأثیرگذار بر کلام سیاسی جوادی آملی، بر پایه هرمنوتیک اسکینر و مفهوم زمینههای ذهنی او، (چارچوب نظری) و با روش تحلیلی-توصیفی بر این ادراک است که شش جریان دانشی-ارزشی رقیب، شامل اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم، پلورالیسم، هرمنوتیک و نظریه قبضوبسط تئوریک شریعت، بهعنوان بخشی از زمینههای ذهنی، بر کلام سیاسی جوادی آملی تأثیرگذار بودهاند. (فرضیه) برخی از یافتههای مقاله درباره دیدگاه جوادی آملی نسبت به این مقولهها عبارتاند از: اومانیسم افراطی بهمعنای ادعای ربوبیت و نظریه «حیوانمداری»؛ لیبرالیسم بهمعنای اباحهگری؛ سکولاریسم بهمعنای جدایی دین از دنیا، جدایی دین از امور اجتماعی و جدایی دین از سیاست؛ پذیرش پلورالیسم نجات و پلورالیسم سیاسی و رد پلورالیسممعرفتی به معنای حقانیت همزمان همه ادیان و مکاتب؛ رد هرمنوتیک فلسفی رادیکال، همسویی با هرمنوتیک کلاسیک و داشتن اشتراکاتی با هرمنوتیک مدرن؛ و لزوم تهذیب و احیای نظریه قبضوبسط به دلیل لغزشهای فراوان آن. بر این اساس، تحلیل و مواجهه با این مکاتب فکری نقش اساسی در شکلگیری و توسعه کلام سیاسی جوادی آملی داشته و او بیش از همه با نظریه قبضوبسط و سپس سکولاریسم مواجهه انتقادی داشته است.