تحلیلی فلسفی و اجتماعی از نقش خیریههای آموزش عالی برای تحقق استقلال آکادمی و مسئولیت اجتماعی دانشگاه
نویسندگان
1 استاد مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران.
doi
10.30479/wp.2024.20518.1089چکیده
در دهههای اخیر ادبیات فلسفی و اجتماعی مفصلی پیرامون مسئولیت اجتماعی دانشگاه در جهان و ایران تولید شده است. بر اساس برخی از همین دادهها، دانشگاه دولتمحور ایران، بهویژه در دهههای اخیر، در معرض این اتهام بوده که بیش از آن که آکادمی در معنایی راستین باشد، بنگاه دولتی صدور مدرک بوده و درنتیجه، خدمتی مستقیم به جامعة محلی و ملی خود نکرده و مسئولیتی در قبال آنها نداشته است. آنچه در این میان پرسیده نشده ایناست که آیا چنین دانشگاهی در اتخاذ مشی خود در قبال جامعه، از آزادی و استقلال لازم برخوردار بوده است یا نه؟ واقعیت آناست که دانشگاه نامستقل ما از آغاز، جامعه را از معبر دولت و بهنحو غیرمستقیم، دیده و گاه پشتیبانی کرده است. راهحلهای دولت نیز در اینباره عمدتاً ذیل مرکزگرایی و از معبر بروکراسی دولتی ارائه و اِعمال شده است. این نوشتار با رویکردی فلسفیـاجتماعی، تلاش دارد با تعریف و تبیین واسطهای بهنام «خیریههای آموزش عالی» در میانة دانشگاه و دولت و جامعه، نشان دهد که چگونه میتوان ضمن تبیین یکی از ارکان استقلال دانشگاه از دولت و جامعه، و استقرار آکادمی بر منطق مستقل کنشگری علمی خویش، از ظرفیت وجودی این خیریهها برای نیل به دو رکن بنیادی دانشگاه، یعنی استقلال و مسئولیت اجتماعی آن در قبال جامعه و متقابلاً، مسئولیت جامعه در قبال دانشگاه، استفاده کرد. این راهحل، الگویی از مدیریت دانش و دانشگاه را پیشنهاد میدهد که بر اساس آن، دولت میتواند از بسیاری از تکالیف پیشین خود در قبال دانشگاه، آزاد شود. در پایان این نوشتار نیز چند راهکار بهمنظور اجراییسازی این ایده در ایران پیشنهاد میشود.