فرونِیسیس به‌روایت ارسطو

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری فلسفة تطبیقی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران.

doi
10.30479/wp.2024.20501.1087
چکیده

هراکلیتوس و دیگر یونانیان، هستی را عرصۀ ستیز می دانستند و زندگی را با کشاکش نیروها می فهمیدند. معادل یونانی «ستیز»، واژة «پولموس» (πόλεμος) است که با واژگان «پاللو» (πάλλω) به‌معنای «نظم می‌بخشم»، «پلِمیتسو» (πελεμίζω) به‌معنای «می‌لرزم» و «پساللو» (ψάλλω) به‌معنای «می‌نوازم»، هم‌ریشه است. بنابراین، زندگی در یونانی‌ترین معنای آن، چیزی جز تقلایی همراه با ترس و لرز برای متعادل کردن نیروها در راستای وصول به هماهنگی نیست. این معنا در ذات خود، با مفهوم «فرونِیسیس» (φρόνησις) پیوند دارد که به‌معنای موقعیت‌نگری و گزینش بهترین کاری است که می‌توان در کشاکش نیروها انجام داد. این همان چیزی است که آدمی را به‌خوبی خاصّ وی یا «آرتِی» (ἀρετή) می‌رساند. آرِتی از «آرِتائو» (ἀρετάω) به‌معنای مناسب و به‌جا بودن است. آن نیرویی که در کار و کنش آدمی، این به‌جابودگی و تناسب را برقرار می‌سازد، همان چیزی است که از آن به تدبیر زیست انسانی یا فرونِیسیس تعبیر می‌شود. در این میان، ارسطو نیز به‌پیروی از سنت یونانی، باور دارد که فرونیسیس اساس عدالت یا «دیکایوسونِی» (δικαιοσύνη) است که بنیاد تمام خوبی‌هاست و فرد یا جامعه را به نیک‌بختی یا «ائودایمونیا» (εὐδαιμονία) رهنمون می‌شود.