اثر متغیرهای کلان اقتصادی بر ناترازی صندوقهای بازنشستگی ایران: دلالتهایی برای تحقق بند سوم سیاستهای کلی تأمین اجتماعی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مدیریت مالی دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.
2 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
3 دانشیار گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
doi
10.22034/es.2026.546438.1893چکیده
در سالهای اخیر وضعیت مالی و اقتصادی صندوقهای بازنشستگی در کشور بهدلیل نوسانات شدید در اقتصاد کلان دچار چالش شده است و جهت ایفای تعهدات خود با کسری روبهرو شــدهاند. با توجه به اهمیت ثبات عملکرد مالی صندوقهای بازنشســتگی، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی تعیینکننده از قبیل نرخ رشد اقتصادی، نقدینگی، تورم، نرخ ارز، نرخ بهره، درآمدهای نفتی، کسری بودجه دولت و تحریمها بر ثبات مالی در صندوقهای بازنشستگی و رتبهبندی آنها میپردازد. برای بررسی وضعیت متغیرهای موجود از آزمون تی تکنمونهای استفاده شده است. جهت آزمون صحت الگوی نظری پژوهش و محاسبه ضرایب تأثیر از روش مدلیابی معادلات ساختاری بهوسیله نرمافزار PLS استفاده شد. بهمنظور اولویتبندی مؤلفههای مؤثر، پرسشنامهای تهیه گردید که با مشارکت ۵۹ نفر از اساتید دانشگاه و خبرگان و متخصصان بازار سرمایه و صندوقهای بازنشستگی در گیلان و تهران که از طریق نمونهگیری هدفمند و از نوع گلوله برفی انتخاب شده بودند، تکمیل شد و نتایج حاصل از آن تحلیل عاملی شد. از دیدگاه خبرگان نتایج پژوهش نشان میدهد که کسری بودجه دولت با ضریب استاندارد ( ) بیشترین تأثیر و تحریمها با ضریب استاندارد ( ) کمترین تأثیر را بین متغیرها بر بحران در صندوقهای بازنشستگی دارند. همچنین R² برابر با ۰.۷۳۹ و مقدار GOF معادل ۰.۵۷۰ محاسبه شد که نشان از برازش کلی قوی و بسیار مناسب مدل پژوهش دارد. پژوهش حاضر میکوشد با بررسی و رتبهبندی متغیرها، به سیاستگذاری مناسب جهت تحقق اهداف بند سوم سیاستهای کلی تأمین اجتماعی کمک نماید.