ارزیابی دو روش عامل بسط زیتوده و نسبت ریشه به اندامهای روی زمین در برآورد زیتودة درختان سوزنیبرگ و پهن برگ
نویسندگان
doi
چکیده
زیتودة رو و زیرزمین، از مؤلفههای بسیار مهم اندوختة کربن در بومسازگانهای خشکی است. امروزه، تخمین مقادیر این مؤلفهها با استفاده از برآورد کنندههای نااریب اهمیت زیادی یافته است. در برآورد زیتودة اندامهای رویزمین، نسبتهای عامل بسط زیتوده (Biomass Expansion Factors) و در بخش اندامهای زیرزمینی، نسبت زیتودة ریشه به زیتودة اندامهای رویزمین (Root-to-Shoot Ratio) از نسبتهای کاربردی هستند. در تحقیق حاضر، این نسبتها برای دو گونة سوزنیبرگ کاج تهران (Pinus eldarica) و سرو نقرهای (Cupressus arizonica) و دو گونة پهنبرگ توت (Morus alba) و اقاقیا (Robinia pseudoacacia) در جنگلکاریهای اطراف کارخانة فولاد مبارکه محاسبه و صحت نسبتهای BEF و R در برآورد زیتودة اندامهای رو و زیرزمین بررسی شد. برای بررسی صحت برآورد زیتوده با استفاده از عامل بسط، از هر گونه 15 درخت قطع و زیتودة واقعی در محل قطع محاسبه شد. همچنین ریشة پنج درخت بهطور کامل استخراج شد. نمونهها برای تعیین وزن خشک به آزمایشگاه منتقل شدند و وزن خشک اجزای درخت بهدست آمد. با ضرایب BEF و R به دست آمده، زیتودة رو و زیرزمین برآورد و با استفاده از آزمون t جفتشده مقایسه شد. نتایج نشانداد که بین مقدار واقعی و برآوردی در هر دو روش اختلاف آماری معنیداری وجود ندارد. بنابراین میتوان برای تبدیل اطلاعات درختان سرپای این گونهها به زیتودة رو و زیرزمین، در جنگلکاریهای مشابه، از این ضرایب استفاده کرد. همچنین بررسیها نشان داد که نسبت زیتودة انـدامهای زیرزمین به اندامهای رویزمین سرو 7/6: 1، کاج 5/4: 1، توت 7/3: 1 و اقاقیا 5/3: 1 است.