بررسی ادلۀ اجتهادی اصل مصلحت در حضانت کودک بر مبنای فقه امامیه و حقوق ایران

نویسندگان

1 پژوهشکده مطالعات خانواده، دانشگاه شهید بهشتی

2 سطح چهار فقه و اصول، حوزه علمیه خواهران

doi
10.48308/JFR.19.1.167
چکیده

کودک موجودی است که قادر به حفظ و صیانت از خود نیست و در انجام امور خود ناتوان است. بنابراین برای حفظ مصالح عالیۀ او و تأمین ضرورت‌ها نیازمند کسی است که امور او را به وجه احسن اداره نماید. «ولیّ» اگرچه دلسوزترین شخص نسبت به کودک است، اقدامات وی مقید به رعایت مصلحت شده است.با توجه به کارکرد اساسی مصلحت در حقوق کودک و در حضانت، این پرسش مطرح است که آیا مصالح عالیۀ کودک یک قاعده و یا یک اصل جامع بنیادین است؟ در استنباط، اجرا و قضا به‌عنوان یک اصل به آن می‌توانیم نگاه کنیم یا خیر؟ در متون فقهی، در ابواب «ولایت»، «وصایت»، «حجر» و «تجارت» دربارۀ مصلحت کودک بحث شده، اما موضوع حضانت مغفول واقع شده است. در حقوق ایران، در قوانین مدنی مربوط به حمایت از خانواده و حمایت از اطفال و نوجوانان، به این اصل اشاره شده است. در این پژوهش، دلایل و مستندات ناظر به «اصل مصلحت در حضانت کودک» از منابع معتبر اسلامی استخراج شد تا به‌عنوان راهکاری در فهم موارد سکوت در حقوق موضوعه مورد استفاده قرار گیرد. این امر با پشتوانۀ نظری رعایت «اصل مصلحت در حضانت کودک»، آثار آن در حقوق کنونی نمود پیدا می‌کند.