جلوه‌های برجسته‌سازی در نامة 45 نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج‌فارس، بوشهر.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج‌فارس، بوشهر

doi
10.22084/nahj.2017.12973.1776
چکیده

«برجسته‌سازی» به‌عنوان یکی از اصطلاحات مهم مکتب ادبی فرمالیستی، به معنای عدول از زبان عادی و خودکار‌ است. بنیان‌گذاران و پیروان این جنبش بر این اعتقادند که زبان معمولی و معیار، زیبایی‌ها و طراوت خود را از دست داده است؛ بنابراین برای ایجاد جذابیّت باید از زبان معیار و کلیشه‌ای فاصله گرفت و سخن را از حالت یکنواختی خارج و آن را برجسته نمود. آنان سخنی را برجسته می‌دانند که دارای انحراف از هنجارهای معمولی زبان باشد و این هنجارشکنی را نیز در دو حوزة قاعده‌افزایی و قاعده‌کاهی می‌بینند که از طریق بهره‌گیری هنرمندانه و هدفمندانه از آرایه‌های لفظی و معنوی حاصل می‌شود. نامة نصیحت‌گرانة 45 نهج‌البلاغه به‌دلیل بهره‌مندی از آرایه‌های مختلف ادبی، به‌طور کامل در چهارچوب نظریّة برجسته‌سازی قابل واکاوی ‌است.     در این پژوهش بر آنیم با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی انواع شگردهای برجسته‌سازی در نامة مذکور بپردازیم. هدف این پژوهش کشف شیوه‌های مختلف قاعده‌افزایی و قاعده‌کاهی و نیز درک ارتباط بین شگردهای ادبی با مفاهیم مدّ نظر امام(ع) است. واکاوی این متن نشان می‌دهد حضرت(ع) در حوزة قاعده‌افزایی با به‌کارگیری عوامل موسیقی‌سازی همچون گونه‌های مختلف تکرار و نیز استفادة به‌جا از جناس و سجع، سخنِ خویش را برجسته ساخته ‌است. در حوزة قاعده‌کاهی نیز با بهره‌گیری از محور جانشینی، بیشتر از قاعده‌کاهی معنایی مانند تشبیه، استعاره و کنایه استفاده کرده است. هدف حضرت(ع) از این آرایه‌های ادبی نیز جلب توجّه و تمرکز مخاطب بر کلام و هدایت وی برای درک معنای مدّ نظر می‌باشد.