از کرامات تا خرافات (با تأکید بر اسرارالتّوحید و مقامات ژندهپیل)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان.
doi
10.22059/jrm.2014.53456چکیده
کرامات منقول در کتب صوفیه در ادوار مختلف تاریخی، به علل گوناگون با تحولات روایی، لفظی و معنایی همراه بوده است؛ چنانکه در دورههای اولیه دارای تعبیراتی ساده و محتوایی نسبتاً باورپذیر است، ولیکن با گذر زمان و به موازات تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، این کرامات نیز از سادگی و حقیقتمانندی به اغراق و محالگویی میگراید. این گرایش در قرن ششم به اوج خود میرسد؛ بهگونهای که گاه، جای هیچ توجیهی در آن باقی نمیماند. در این نوشتار قصد داریم تا با تأکید بر دو متن اسرارالتّوحید بهمنزلة میراث بازمانده از سنت عرفانی قرون چهارم و پنجم و مقاماتِ ژندهپیل بهمنزلۀ میراث عرفانی قرن ششم و با تکیه بر وجهِ غالب[1] هر اثر، ضمن ملاحظة تحولی که در طول چندصدسال، در روایات کرامت رخ داد، چرایی و چگونگی سیر این تحول را ضمن تفصیل علل، اسباب و ریشههای آن، بررسی کنیم. بدون تردید تحولات سیاسی و آشفتگیهای اجتماعی، حاکمیت چندین سالة ترکان سلجوقی و به تبع آن انحطاط شدید علوم عقلی و رکود خِردگرایی در ایرانِ قرن ششم، با نزول محتوایی و لفظی کرامات منقول در مقامات عرفانی، ارتباطی تنگاتنگ و پیوندی ناگسستنی دارد. 3. The dominant