تربیت مبتنی بر عقلانیت پسامدرن؛ با تأکید بر اندیشههای میشل فوکو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.30479/wp.2024.19464.1052چکیده
پرورش قوای عقلانی، بهعنوان صفت ممیزه انسان از سایر موجودات، از زوایای مختلف مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه بوده است. یکی از موضوعات چالشبرانگیز در نظام فکری و فلسفی میشل فوکو نیز همین موضوع است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی عقلانیت در اندیشة فوکو است. برای دستیابی به این هدف از روش توصیفیـتحلیلی استفاده شده است. در این راستا، اسناد و منابع مرتبط با پستمدرنیسم و آراء فوکو، بهصورت هدفمند و گزینشی تا رسیدن به اشباع نظری، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش بیانگر ایناست که فوکو عقلانیت و دانش را برآمده از قدرت میداند، از عقلانیتهای جزئی، سطحی و محلی سخن میگوید، و با عقلانیت و حقیقت کلی و جهانشمول بهمخالفت برخاسته است. او همچنین فضای آموزشی، نهادها و سازمانها را بازتولیدکننده و پژواکی از قدرت میداند. بر این اساس، میتوان گفت از منظر فوکو، غایت تربیت، پرورش دانشآموزانی نقاد، فعال و خلاق است که با ساختشکنی و تحلیل متون و کردارهای اجتماعی، روابط قدرت را شناسایی، و معانی و تفاسیر جدید را کشف نمایند.