واکاوی حق اخلاقی؛ مطالعه موردی: دیدگاه هیلل استاینر و علامه طباطبایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، ایران

doi
10.30479/wp.2024.18767.1041
چکیده

حق در معنای کلان، ابعادی گسترده دارد؛ اخلاق یکی از ابعاد مهم و پرکاربرد آن است. به‌رغم اهمیت این نوع حق، ابهاماتی نیز پیرامون آن وجود دارد. آیا اصلاً حق اخلاقی وجود خارجی دارد؟ اگر در عالم واقع موجود است، خاستگاه آن چیست؟ هنگام تزاحم حقوق با اخلاق، اولویت با حقوق است یا اخلاق؟ متعلَّق حق اخلاقی چیست؟ آیا می­توان تحت شرایطی، آن را اسقاط نمود؟ در این نوشتار، ضمن بررسی برخی عناوین کلی حق اخلاقی، به‌منظور آشنایی اجمالی و رفع ابهامات موجود، ساختار حق اخلاقی به‌طور موردی از منظر هیلل استاینر و علامه طباطبایی مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی‌ـ‌تحلیلی است و با استفاده از تحلیل متن صورت گرفته است. یافته­ها نشان می­دهد که‌ به‌رغم آنکه هر دو فیلسوف، حق اخلاقی را حقی واقعی و موجود می­دانند، اما در بحث «ساختار حق اخلاقی»، اختلاف میان دو دیدگاه، محسوس است. هیلل استاینر، صاحب حق را متعلق حق اخلاقی دانسته که اگر از ادعای خود چشم بپوشد، حق اخلاقی ساقط می­شود. اما افق دید علامه طباطبایی کاملاً متفاوت است. به‌عقیدة علامه، حق همان فضیلت است؛ در این صورت، متعلق حق، فعل اخلاقی است و اسقاط حق، غیرممکن است.