تحلیل استنتاج قانون اخلاقی در فلسفه کانت

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.30479/wp.2024.20358.1079
چکیده

چگونگی استنتاج قانون اخلاقی در فلسفة اخلاق کانت، موضوعی مناقشه‌برانگیز میان کانت‌پژوهان معاصر است. مسئلة محوری این‌است که چگونه می‌توان قانون اخلاق (امر مطلق) را در دیدگاه کانت، توجیه، یا به‌اصطلاح کانت متأثر از حقوقدان‌های عصر او، استنتاج کرد؟ به‌عبارتی‌دیگر، چگونه می‌توان اثبات کرد که قانون اخلاقی و اخلاقی زیستن در جهان تابع ضرورت مکانیکی، موهوم نیست؟ آیا ایدة آزادی می‌تواند مبنایی معتبر و بنیادی استوار برای استنتاج قانون اخلاقی به‌شمار رود؟ اگر آزادی متعلق هیچ‌گونه شهود و شناختی نباشد، آیا همچنان می‌توان از آن در راستای استنتاج یا توجیه مفهومی دیگر استفاده کرد؟ مبنای قانون اخلاقی در دو کتاب بنیانگذاری و نقد عقل عملی، ایدة آزادی است؛ ولی اینکه آیا می‌توان نسبت به آزادی، مستقل از قانون اخلاقی، معرفتی داشته باشیم یا خیر، پرسش اساسی دیگری است. در نوشتار حاضر، تلاش شده است پس از تثبیت اصول عملی عقل محض و قانون اخلاقی، به‌شیوه‌ای روشن به توجیه آزادی با استناد به تفاسیر مختلف در هر دو کتاب بنیانگذاری برای مابعدالطبیعه اخلاق و نقد عقل عملی بپردازیم. ایدة بنیادین بنیانگذاری برای استنتاج قانون اخلاقی در بخش سوم، آزادی و انتقال به جهان معقول است، درحالی‌که کانت در نقد عقل عملی، ایدة واقعیت عقل یا آگاهی بی‌واسطه از قانون اخلاقی را مطرح می‌کند تا بتواند از طریق آن، ایدة آزادی را توضیح دهد و بدین‌ترتیب، امکان عمل به قانون اخلاقی و اخلاقی زیستن را توجیه کند. پس از تحلیل این‌دو ایدة بنیادین (ایدة آزادی و ایدة واقعیت عقل) بر پایة خوانش‌های کسانی همچون تیمرمن، گایر، لویس‌بک و دیتر هنریش، پی می‌بریم که آزادی نمی‌تواند مبنا و دلیل معرفتی ما به قانون اخلاقی باشد، زیرا از ایدة آزادی هیچ شهودی نمی‌توان داشت و درنتیجه نمی‌توان از طریق آزادی، قانون اخلاقی را استنتاج کرد. بنابراین، اثبات ایدة آزادی، موقتاً کنار گذاشته می‌شود و در اینجا خبری از «استنتاج» نیست؛ پس تنها ایضاح باقی خواهد ماند و کانت از طریق ایدة واقعیت عقل یا آگاهی بی‌واسطه از قانون اخلاقی و پذیرفتن این امر که «قانون اخلاقی به‌عنوان امری داده شده به عقل عملی، دلیل آگاهی و معرفتی ما به ایدة آزادی است»، به ایضاح آزادی دست می‌زند. بدین‌سان، به‌جای استنتاج قانون اخلاقی بر مبنای ایدة آزادی، درواقع، ایدة آزادی را بر مبنای قانون اخلاقی به‌مثابه واقعیت عقل تحلیل می‌کند.