پژوهشی در اندیشه‌های عالمان دینی در تبیین آیة ﴿لایُسئَلُ عَمّا یَفعَلُ وَ هُم یُسئَلُونَ﴾

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22054/jcst.2020.47694.1028
چکیده

آیۀ شریفۀ ﴿لایُسئَلُ عَمّا یَفعَلُ وَ هُم یُسئَلُونَ﴾ (انبیا /23) از جمله آیات قرآن است که محل بحث و نظر عالمان دینی قرار گرفته­است. مهم­ترین سؤال در مواجهه با این آیة شریفه سؤال از چرایی و دلیلِ مورد سؤال واقع‌نشدن خدای تعالی است. ملاحظۀ آراء عمده در تبیین این آیة شریفه، حکایت از مبانی گوناگون کلامی، حکمی و عرفانی در پاسخ از پرسش مذکور دارد. برخی متکلمین، نفی پرسش از خداوند را به نفی وجوب و یا ترک فعل بر خدای متعال ارجاع داده­اند و برخی دیگر ضمن قول به وجوب برخی از افعال بر خدای متعال، ابتناء فعل الهی بر حُسن و حکمت را دلیل نفی پرسش از خدای متعال دانسته­اند. برخی حکما نیز نفی پرسش از خداوند را به نفی غایت در فعل مطلق الهی و غایتِ اخیر در مخلوقات ارجاع داده­اند. عرفا نیز با تکیه بر علم و سرّ وحجت الهی به تبیین شریفة لایسئل عما یفعل پرداخته­اند. این مقاله در صدد است تا با تکیه بر یک شخصیت فکری از صاحبان آراء فوق (به ترتیب : غزالی، زمخشری، ملاصدرا و ابن عربی) به بررسی و نقد آراء پرداخته و سپس در نگاهی مجدد به آیة شریفه به تبیین آن در دو جایگاه متفاوت یعنی در ربط با آیات قبل و بعد، و نیز در ربط با سایر آیات مرتبط بپردازد.