تجارب آسیب‌شناختی و رضامندی دلبستگی‌محور در رابطه‌ جنسی: یک پژوهش کیفی مبتنی بر دیدگاه همسران ایرانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار دانشگاه شهید بهشتی

3 دانشگاه شهید بهشتی

4 علوم پزشکی ایران

5 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/jfr.17.2.167
چکیده

مطالعه­ حاضر با هدف «واکاوی تجارب آسیب­شناختی و رضامندی دلبستگی­محور در رابطه‌ ­جنسی همسران ایرانی» انجام شد.از رابطه­ ­جنسی به‌عنوان نیروی محرکه و برانگیزاننده­ای یاد شده که می­تواند باعث برقراری تماس نزدیک و صمیمانه­ بین دو فرد شود. این مطالعه، یک پژوهش کیفی به روش پدیدارشناسی بود و مشارکت­کنندگان براساس روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. 24 نفر از همسران با حداقل سه سال طول مدت زندگی مشترک و در دو گروه رضامند از رابطه‌ی زوجی (خودگزارشی) و ناراضی (در سه جلسه‌ی نخست از فرآیند زوج‌درمانی یا در فرآیند حقوقی و قانونی طلاق)، تجاربشان از رابطه‌ی جنسی را به اشتراک گذاشتند. تحلیل و تفسیر داده­ها به روش کلایزی و رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. پس از تحلیل نتایج دو خوشه‌ی اصلی «ارتباط تنانه مقَوِّمِ رابطه­ زوج» و «آسیب­پذیری رابطه از انفصال ارتباط تنانه» و هشت خوشه‌ی فرعی (سه مضمون ذیلِ نخستین خوشه: خواهشِ­ تن، پژواکِ تمنایِ جان، پیوستگیِ درون و بیرونِ ارتباط تنانه، خلقِ هویتِ مشترک و تمامیت‌جویی؛ و پنج مضمون ذیلِ دومین خوشه: والد شدن، موانع دانشی، موانع انگیزشی، عاطفی و رفتاری، ناهمنواییِ نامطلوب و تجارب گسست عاطفی) استخراج شد. نتایج این مطالعه تأییدی است بر اینکه نظریه‌ دلبستگی می­تواند یک چارچوب اساسی برای فهم و درک عمیق­تر رفتارها و تجربه­های جنسیِ همسران ارائه کند.