ارزیابی نحوۀ شناخت رواندرمانگران مراکز خانواده از رواندرمانی
نویسندگان
1 دانشجوی روانشناسی عمومی، دوره دکترا، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه آموزشی روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ایران
doi
10.52547/jfr.17.1.99چکیده
چکیدهمقالۀ حاضر با هدف واکاوی نحوۀ درک رواندرمانگران مراکز خانواده از فرایندها و شکلگیری رواندرمانی انجام شد. تعداد 16 مصاحبه عمیق با روان-درمانگران و مشاوران دارای حداقل 7 سال سابقه حرفهای در مراکز خانواده، با استفاده از نمونهگیری هدفمند طی سال 99-98 صورت گرفت. مصاحبههای نیمهساختاریافته با رویکرد تحلیل محتوی موضوعی از نوع قیاسی – استقرایی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد شناخت رواندرمانگران و مشاوران مراکزخانواده از رواندرمانی، برپایه برداشتهای شخصی که کسب کردهاند، فعالیتهایی که انجام میدهند و منابع مورد استفاده آنها؛ شکل گرفته است. برداشتهای مشارکتکنندگان متأثر از رویکردهای گوناگون تخصصی، نگرش عاطفی، ارزشهای انسانی و تفاسیر خودساخته، بود. تنوع دیدگاهها و تعدد برداشتهای درمانگران، حکایت تلاش رواندرمانگرانی است که میخواهند بین تناسبها و بیتناسبیهای تکنیکها با فرهنگ ایرانی، با اطمینان برای مراجعان دست به انتخاب بزنند. نحوۀ فعالیتهای رواندرمانی ساختاری باقاعده و همزمان منعطف را شکل میداد. مشخصاً نظریه در رأس این ساختار نقش داشت، اما استفاده از نظریات مختلف در میان درمانگران با رعایت تمام اصول علمی همراه نبود. چنانچه ماهیت متنوع نظریات و رویکردهای رواندرمانی پذیرفته شود، قرار دادن علم روانشناسی و رواندرمانی در مرحله پیش پارادیمی دشوار خواهد بود. رواندرمانی با پارادایمهای متفاوت شکل متفاوتی از علم است.