بررسی دیدگاه افلاطون در باب «کاثارسیس»
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه هنر، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد فلسفه هنر، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.30479/wp.2024.19940.1061چکیده
«کاثارسیس» اصطلاحی یونانی است از ریشة واژة «کاثاروس» بهمعنای پاک. این اصطلاح، از نظر معنایی با دو مفهوم مرتبط است: خلوص و کمال. معمولاً این اصطلاح بیشتر با نام ارسطو و دیدگاه او در مورد موسیقی و بهویژه تراژدیک به ذهن متبادر میشود، اما پیش از ارسطو، افلاطون در برخی رسالههایش به این مفهوم اشاره کرده و پیرامون آن بحث نموده است. بدیهی است که دیدگاه افلاطون در مورد کاثارسیس را باید با توجه به دیدگاه او در مورد کنترل احساسات و عواطف بوسیلة عقل، مورد توجه قرار داد. برای بررسی کاثارسیس در آثار افلاطونی، ابتدا به بررسی معنای تاریخی این اصطلاح در یونان باستان میپردازیم. با عنایت به اینکه این اصطلاح در برخی از آثار افلاطونی، در ارتباط مستقیم با پسوخه مطرح میشود، دیدگاه وی در مورد روح یا پسوخه را نیز بیان میکنیم و سپس بهصورت مصداقی، به بررسی کاثارسیس در آثارش میپردازیم. این پژوهش نشان میدهد که کاثارسیس بهمعنای نوعی تطهیر نمودن نفس و جداسازی با هدف ایجاد نوعی تعادل و نظم است، و فیلسوف باید برای شباهت یافتن هرچه بیشتر به وجه الهیاش، از آن بهرهمند شود. از نظر افلاطون، فلسفه، یا به بیان دقیقتر، تمرین فلسفی، از طریق پروردن توان استدلال عقلی در انسان، قادر به ایجاد کاثارسیس است.