کاربرد و مقایسه توابع انتقالی بین‌المللی برای خاک‌های استان مازندران و آذربایجان شرقی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی سینا- همدان

2 دانشیار گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی سینا- همدان

3 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی سینا- همدان

doi
چکیده

در این مطالعه قابلیت کاربرد 16 سری از توابع انتقالی ایجاد‌شده توسط محققان مختلف برای تخمین منحنی مشخصه آب خاک [1](SWCC) 57 نمونه خاک از استان­های مازندران و آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفت. درصد رس، شن، سیلت، جرم مخصوص ظاهری و حقیقی، درصد کربن آلی و عمق نمونه‌برداری به‌عنوان پارامتر­های زودیافت و مقدار رطوبت در مکش­های مختلف و پارامتر­های مدل ون­گنوختن و بروکس و کوری به‌عنوان پارامترهای دیریافت خاک در نظر گرفته شدند. مقادیر اندازه­گیری‌شده و برآورد‌شده رطوبت در مکش­های مختلف با همدیگر مقایسه و  توابع انتقالی توسط شاخص­های آماری ارزیابی گردیدند. نتایج نشان داد که درصد رس، کربن آلی و جرم مخصوص ظاهری دارای همبستگی معنی­داری با غالب ضرایب منحنی‌های رطوبتی بودند.تابع کمپل و شیوزاوا که تابع انتقالی پارامتریک با متغیر­های ورودی درصد رس، شن و جرم مخصوص ظاهری بود با انتگرال جذر میانگین مربعات خطا (IRMSE)[2]  و معیار اطلاعات آکایک[3] AIC)) به‌ترتیب (cm3cm-3) 0676/0 و 3600- و تابع انتقالی پارامتریک مایر و جارویس  با متغیر­های ورودی درصد شن، رس، سیلت، کربن آلی و جرم مخصوص ظاهری با IRMSE و AIC به‌ترتیب (cm3cm-3) 2452/0 و1900- به‌ترتیب بهترین و بدترین نتایج تخمین رطوبت را در دامنه مکش صفر تا 15000 سانتی‌متر داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد که می‌توان از برخی توابع انتقالی بین‌المللی جهت تخمین رطوبت برای خاک­های ایران استفاده نمود.