«رسالة العشق» ابنسینا و تأثیر آن در ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jrm.2014.53312چکیده
صدرالمتألهین، براساس مبانی اصالت، وحدت و تشکیک وجود، عشق را مساوق هستی شمرده و آن را برحسب مراتب وجود، در تمامی ذرات عالم، جاری دانسته است. او عشق را از نهادههای الهی در ذات آدمی برمیشمارد و آن را سرشار از حکمتها و مصلحتها میداند. گرچه تبیین عشق، بر مبنای اصالتالوجود، از شاخصههای تفکر صدرایی بهشمار میرود، پیش از او، ابنسینا نیز در «رسالةالعشق» خویش، به تحلیل وجودی عشق، بیان احوال و اطوار آن پرداخته است که تا حد زیادی با نگرش عرفا در این باب، مناسبت و همسانی دارد. صدرالمتألهین شیرازی، در تحلیل عشق، از نظر شیخالرئیس در این رساله، بهرههای فراوان برده است. مساوقت عشق با وجود و خیر، تشکیک در عشق، اثبات عشق و شوق در هیولا، تبیین عشق در نفوس نباتی و حیوانی، اثبات عشق در وجود حضرت احدیت و تشریح محاسن و برکات عشق مجازی انسانی، از جملۀ این تأثیرپذیریها است.