تحلیل راهبردی جنگ تحمیلی 12 روزه: رویکرد واقعگرایی ساختاری و ژئواکونومیک
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران.
doi
10.22034/es.2025.533085.1874چکیده
جنگ تحمیلی 12روزه 1404 را نمیتوان صرفاً یک اقدام محدود نظامی بر علیه ایران دانست بلکه باید آن را در بستر رقابتهای ژئوپلیتیکی جهانی، منازعات انرژی و تلاش غرب برای بازتعریف نظم نوین در آسیای غربی تحلیل کرد. این پژوهش با رویکرد واقعگرایی ساختاری و ژئواکونومیک، تلاش دارد ابعاد ژئوپلیتیکی و اقتصادی این رخداد را واکاوی کرده و پیامدهای آن را برای امنیت ملی ایران توضیح دهد. بیان مسئله در این است که ایران در مواجهه با ترکیب فشارهای سخت نظامی و فشارهای نرم اقتصادی ـ سیاسی نیازمند راهبردی چندلایه است. شکاف پژوهش در ادبیات موجود نیز به فقدان تحلیل یکپارچه امنیتی ـ اقتصادی در بررسی چنین بحرانهایی بازمیگردد. روششناسی پژوهش مبتنی بر تحلیل کیفی منابع دست اول شامل اسناد بینالمللی، گزارشهای اندیشکدههای غربی، و دادههای ثانویه از خبرگزاریها و مراکز پژوهشی معتبر است. مراحل تحلیل در چهار گام شامل تبیین زمینههای ژئوپلیتیکی حمله، بررسی مواضع قدرتهای بزرگ و منطقهای، تحلیل راهبردهای ایران، و ارائه پیشنهادهای سیاستی در سطوح داخلی، منطقهای و جهانی تنظیم شده است. یافتهها نشان میدهد که بازدارندگی پایدار ایران مستلزم ترکیبی از اصلاحات اقتصادی داخلی، بازتعریف دیپلماسی منطقهای و بهرهگیری فعال از حقوق بینالملل است. در سطح داخلی، اصلاح ساختار بودجه و کاهش وابستگی به نفت، تقویت صندوقهای معیشتی هوشمند، حمایت از زنجیره تولید کالاهای اساسی، و توسعه صنایع دفاعی و دانشبنیان ضروری است. همچنین، حرکت بهسوی اقتصاد صادراتمحور و متنوعسازی بازارهای هدف همراه با بازسازی سرمایه اجتماعی و حکمرانی مشارکتی، بستر اصلی بازدارندگی نرم و اعتماد ملی را فراهم میسازد. نتیجهگیری این است که امنیت ملی ایران صرفاً در میدان نظامی تعیین نمیشود بلکه به همان میزان در عرصه حکمرانی اقتصادی، دیپلماسی هوشمند و روایتسازی جهانی شکل میگیرد. پیشنهادهای سیاستی این پژوهش تأکید دارد که بدون پیوند میان بازدارندگی سخت و نرم، و بدون اصلاحات داخلی بهویژه در حوزه اقتصادی و اجتماعی، امکان عبور موفق از بحرانهای مشابه فراهم نخواهد شد.