تأثیر روشهای ساخت در افزایش عمر مفید بناهای پیش از 1300 هجری شمسی در فلات مرکزی ایران
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه هنر اصفهان، دانشکده مرمت
2 استادیار دانشگاه هنر اصفهان
3 دانشجوی دکتری دانشگاه هنر اصفهان
doi
چکیده
امروزه معماری در کشور ما، بیبهره از الگوهای گذشتۀ خویش است. عدم توجه به این الگوها، نهتنها عمر کوتاه معماری بلکه مشکلات اقلیمی، زیستمحیطی، اتلاف انرژی ناشی از تخریب بناها و نخالههای حاصل از آن را سبب میشود. ساختار بنا نقش کلیدی در ماندگاری یا تخریب آن دارد. معماران سنتی تلاش کردهاند تا با شناخت دانش ایستایی بنا را بهگونهای بسازند تا در اثر نیروهای گوناگون و گذر زمان تخریب نشود. تاکنون پژوهشهای متعددی درارتباط با روش ساخت بناهای تاریخی انجام شده است ولی از منظر تأثیر بر عمر مفید بنا پژوهش مرتبطی صورت نگرفته است. این پژوهش، با استفاده از روش نظریۀ زمینهای انجامشده است. در این پژوهش، رویهای از جزء بهکل و استقرایی بر تجزیهوتحلیل دادهها حاکم است. از طریق گردآوری نظاممند دادهها با استفاده از منابع کتابخانهای، مطالعات میدانی (مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از معماران سنتی) و تحلیل استقرایی آن، دانشی دربارۀ ماندگاری معماری سنتی بهدستآمده است و در قالب دستگاه نظری «تأثیر ملاحظات مرتبط با روشهای ساخت در افزایش عمر مفید معماری سنتی فلات مرکزی ایران» بیانشده است. هدف این پژوهش شناخت نقش ملاحظات مرتبط با روشهای ساخت بر عمر مفید بناهای پیش از 1300هجری شمسی است. درنتیجۀ این پژوهش کدهای انتخابی بهدستآمده در مجموعۀ روش ساخت، در سه دستۀ کلی تناسب روش ساخت با کارکرد، تناسب روش ساخت با عوامل محیطی و شناخت و توجه به ملاحظات سازهای و ایستایی قرار گرفتند. همچنین در تمامی مراحل ساخت بنا، رابطه تنگاتنگی بین هندسه و سازه دیده میشود که بیشک بر ایستایی بنا نقش دارد. معماری ماندگار ایران حاصل تجربههای ارزشمندی است که در طی هزاران سال استادکاران سنتی به شاگردان خود انتقال دادهاند.