نگاهی انتقادی به تکثرگرایی حقوقی
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه گوته، فرانکفورت
3 گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهیدبهشتی
doi
10.22034/jlr.2018.110630.1066چکیده
تکثّرگرایی حقوقی، در معنای عام، به هم زیستی دو یا چند نظام حقوقی در دولت واحد اشاره دارد. در معنای مضیّق، تکثّرگرایی حقوقی بر قوانین متکثرِ دولت ساخت و انعکاس کثرت اجتماعی و فرهنگی در نظام حقوقی مستقر در یک دولت دلالت می نماید. در معنای موسّع، این مفهوم متضمّن این دیدگاه است که قانون و نظام حقوقی محدود به نهاد دولت نبوده و دولت تنها یکی از مراجع وضع قاعدۀ حقوقی در جامعه است. بر این اساس، مفهوم تکثّرگرایی حقوقی بحث هایی متنوع و مهم را درخصوص دامنه و معنای «مفهوم قانون» در پی میآورد. افزون بر چالشهای مفهومی جدی که تکثرگرایی حقوقی با آنها مواجه است، نقد روششناختی مهم آن است که نظریههای عمدة تکثّرگرایی حقوقی فاقد معیاری روشن و دقیق برای تمایز میان قانون و نظام حقوقی از سایر قواعد هنجاری و پدیدارهای اجتماعی است. نظام حقوقی قلمداد کردن همة شکلهای نظم هنجاری در جامعه به پاره ای سردرگمی های تحلیلی می انجامد که ادّعاهای محوری تکثّرگرایان حقوقی را متزلزل و ناموجّه می کند.