تحلیل فرآیند تجربۀ عرفانی شیوه ای در کشف بن مایۀ تجربه های عارفان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، گرایش ادبیات عرفانی
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jrm.2013.51112چکیده
تبیین دقیق بن مایۀ تجربههای عرفانی همواره از اهداف پژوهشگران متون عرفانی بوده است. گاه این تجربهها چنان با باورهای عموم متناقض است که آن را بدون کمترین تحلیل صحیح طرد میکنند و گویندگانش را بر مرکب چوبین تکفیر مینشانند. تحلیل صحیح این تجربهها میسر نخواهد بود، مگر با شناخت زبان عرفانی متون و آشنایی با شیوه های بیان تجربه های بیان ناپذیر عرفانی. آنچه در تحلیل تجربۀ عرفانی بسیار مؤثر است، تبیین سیر این تجربه است از آغاز شکل گیری در وجود عارف، تا افزودهشدن تحلیلهای ذهنی و زیورهای ادبی بر قامت آن و درنهایت، بیان آشکارای آن. اگر این سیر از پایان به آغاز بررسی شود، بن مایۀ تجربۀ عرفانی عارف آشکار خواهد شد. از این حیث، بررسی تجربیات عرفانی نیازمند روشی است که، در این نوشتار، «مهندسی تجربۀ عرفانی» نامیده میشود. در جستار حاضر، ارتباط تجربیات عرفانی با حقیقت را تبیین کرده و شیوۀ دستیابی عارف به حقیقت و بیان آن را بررسی میکنیم. سپس، به تحلیل زبان عرفانیِ عباراتی از مقالات شمس تبریزی، با بهره گیری از رویکرد «مهندسی تجربۀ عرفانی»، خواهیم پرداخت.