واکاوی داستان کودکانه (وعاد حملون إلى بیته) اثر کمال السید بر اساس سطوح و لایههای آسیبشناختی پرلز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22091/npa.2026.15104.1050چکیده
فردریش(فریتز) پرلز، بنیانگذار درمان گشتالتی و استاد استفاده از درمان گشتالتی برای کمک به افراد بود تا از خود و بدن خویش به شکلی عمیق، آگاهتر شوند، این آگاهی در اکثر موارد به آموختهها و تجربههایی برمیگردد که در سنین کودکی برای فرد اتفاق افتاده و اکنون خارج از حیطه آگاهی او واقعشده است تا با درک این تجربیات، فرد درک بیشتری از خویش کسب کند. به نظر وی انسانها دارای هدفهایی نهایی هستند که تا زمان برآوردن آن به آرامش دست نمییابند، ازنظر او آسیبشناسی روانی پنج لایه یا سطح مختلف دارد که افراد با شدت و ضعف وارد سطوح مختلف میشوند، لذا با توجه به سطوح آسیبشناسی پرلز و نقش غیرقابلانکار کودکی در شکلگیری شخصیت انسان، داستان کودکانه (وعاد حملون إلى بیته) به شیوه تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع کتابخانهای مورد ارزیابی قرار میگیرد و یافتههای پژوهش حاکی از آن است حلمون که در این داستان نماد کودک است، وارد مراحل کشف و بررسی خود گشته که قابل تطبیق با سطوح آسیب روانی پرلز بوده و نشانگر این حقیقت است که میتوان با طی کردن موفقیتآمیز سطوح آسیب به آرامش و سعادت در زندگی دستیافت.